هيچ يك از غازيان مسلمان از زمان طارق در تصرف آن ناحيهء كوهستانى نينديشيده بود ، زيرا از حوادث هولناكى كه بر سر راه وصول به آن بود آگاهى داشت . اما المنصور بن ابى عامر به دو علت آهنگ جليقيه نمود : نخست آنكه جليقيه پايگاه ملوك ليون بود و هرگاه در فشار مسلمانان واقع مىشدند به آنجا پناه مىبردند ؛ ديگر آنكه شهر دينى شنت ياقب كعبهء اسپانياى مسيحى و مزار مقدس و رمز زعامت مذهبى آن در آنجا بود . و ما پيش از اين در باب پيدايش اين شهر مقدس سخن آورديم و گفتيم كه اسطورهء ياقب ( يعقوب حوارى ) سبب پديد آمدن آن گرديد . مسيحيان مىپنداشتند كه قبر يعقوب حوارى در آنجاست و آن قبر به گونهاى معجزهآسا آشكار شده است .
ازاينرو بر سر آن گور كليسايى ساختند و گرداگرد آن كليسا شهرى به وجود آمد كه به نام آن قديس ناميده شد و مركز دينى اسپانيا گرديد و زيارتگاهى مشهور كه مسيحيان از اكناف به آنجا مىآمدند « 41 » . ابن ابى عامر مىخواست اسپانياى مسيحى را از درون سنگرش زير ضربه گيرد و از مركز روحانيتش آن را فروكوبد ، و اين كار وقتى ميسر مىشد كه به غزو جليقيه رود و آن شهر مقدس را در تصرف آورد . المنصور در روز بيست و سوم جمادى الاخر سال 387 ه / سوم ژوييهء سال 997 م در رأس نيروى عظيم سوار خود در حركت آمد . از دريا نيز ناوگان اندلسى كه براى چنين جنگى آماده كرده بود از بندر خود روبهروى قصر ابى دانس
) laS od recaclA (
در آبهاى غرب پرتغال به سوى شمال شراع بگشود و نيروى پياده و آذوقه و ذخيره را به حركت درآورد .
ابن ابى عامر از مغرب اسپانيا به سمت شمال راند و در راه بر دو شهر بازو و قلمريه « 42 » غلبه يافت . در آنجا جمع كثيرى از قومسها ( كنتها ) ى مسيحى نزد او آمدند و اظهار فرمانبردارى كردند - املاك اينان در اراضى پرتغال ميان نهرهاى دويره و منيو ( يا منهو ) بود - و با قواى خود به سپاه او پيوستند . المنصور همچنان به سوى شمال مىراند تا به رود دويره رسيد . در آنجا ناوگانش نيز برسيدند . آنگاه از مرز پورتو وارد مصب رود شدند . المنصور بن ابى عامر در آنجا بر رود پل زد و همهء سپاه و آذوقه و ديگر سازوبرگ خويش را از رود عبور داد و از آنجا سپاه اسلامى رهسپار جليقيه شد و دشتها و دامنهها
هامش
( 41 ) . رجوع كنيد به صفحات 236 و 237 . از همين كتاب .
( 42 ) . به ترتيبuesiVوarbmioC.