تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
را مىپوشانيد و صفوف انبوه لشكريان در اطرافش به حركت مىآمدند ، چنان كه كسى نه مىتوانست او را ببيند نه به او نزديك شود « 35 » . مردم قرطبه اين رفتار دردناك ابن ابى عامر را مىديدند و كينهء او در دل مىگرفتند و خليفهء قانونى را به چشم يك شهيد يا يك قربانى نظاره مىكردند و برايش اندوهگين مىشدند . درست است كه ابن ابى عامر توانسته بود در اين مدت خود پيروزيهاى بسيارى به‌دست آورد و در سايهء فرمانروايى او اندلس در عزت و امن و آسايش به سر مىبرد ، ولى هيچ‌يك از اينها نتوانسته بود موضوع خليفهء محجور را به فراموشى بسپارد . از اينها گذشته ابن ابى عامر براى آنكه به اهداف خود برسد و از رقباى خود خلاص شود آنهمه خونها بر زمين ريخته بود . بنابراين ميان ابن ابى عامر و مردم فاصلهء بزرگى افتاده بود . از سوى ديگر با آنكه مردم در دورانديشى و اراده و نبوغ او در راندن كارها و امنيت بخشيدن به مملكت و فروكوفتن دشمنان به ديدهء اعجاب مىنگريستند ، هرگز نمىتوانستند او را دوست بدارند . بدين علل المنصور محمد بن ابى عامر در اقدام خود جانب احتياط را فرو نمىگذاشت و از آن بيم داشت كه مردم چشم‌پوشى نكنند و انقلابى را كه به مظاهر خلافت قانونى پايان مىدهد نپذيرند و شورش كنند . وجود صبح مادر خليفهء محجور محروم از تمام حقوق را نيز بايد به عنوان عاملى به حساب آورد . صبح با گذشت زمان يكى از دشمنان سرسخت و خطرناك او شده بود و ديديم كه چگونه در برابر خواستهاى او از آن هنگام كه ديد خلافت فرزندش را به خطر افگنده ، مقاومت مىورزيد . صبح مىكوشيد همهء كسانى را كه از ابن ابى عامر دلخوش نيستند تحت عنوان حمايت از خليفهء شرعى و نجات او از زير يوغ يك زورگو با يكديگر متحد كند . نخستين اقدام او در اين راه شعله‌ور ساختن آتش انقلاب سردار سپاه ، غالب بود . هرچند اين اقدام به شكست و مرگ غالب انجاميد ولى صبح از پاى ننشست و دست به اقدام ديگرى زد . اما با گذشت زمان پايه‌هاى قدرت ابن ابى عامر استوارتر مىشد و اساس خلافت هشام المؤيد متزلزلتر ، و كم‌كم همهء مراسم خلافت فراموش شد . چون المنصور محمد بن ابى عامر به خود لقب سيد و ملك داد صبح احساس كرد كه آخرين ضربه فرود مىآيد . ازاين‌رو براى حمايت فرزند خويش و نجات او
هامش
( 35 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 41 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 276 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 548 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان