شد و فتحنامه به پدر نوشت . ابن ابى عامر فرمان حكومت پسر را بر مغرب صادر كرد .
واضح با لشكر خود به قرطبه بازگرديد و عبد الملك مدت شش ماه به عنوان والى مغرب در آن سرزمين باقى ماند و كارهايش را به نظم درآورد و پايههاى قدرت خويش را استوارى بخشيد ، سپس به اندلس بازگرديد . عيسى بن سعيد صاحب الشرطه ، بهجاى او در مغرب ماند . عيسى تا اوايل سال 389 ه در همان مقام ببود . سپس او را عزل كردند و واضح را بهجاى او فرستادند .
در اين اوان زيرى بن عطيه بقاياى لشكر خود را از قبايل زناته گردآورد . جمعى نيز از مغراوه به دو پيوستند ، ولى قبيلهء صنهاجه در برابر او مقاومت كرد . زيرى بن عطيه براى آغاز كار به جانب مشرق راند و بر بلاد صنهاجه تاختن آورد و به پيشروى پرداخت و بر تاهرت و تلمسان و برخى بر بلاد زاب مستولى شد و در آنجا به نام هشام المؤيد و المنصور بن ابى عامر دعوت كرد . سپس نامهاى به ابن ابى عامر نوشت و تا به دو تقرب جويد و در خشنودىاش كوشيد و تأكيد كرد كه بار ديگر به فرمان او گردن نهاده است .
ابن ابى عامر از گناهش عفو كرد و او را به امارت مغرب بازگردانيد ، ولى زيرى ديرى نپاييد و در سال 391 ه / 1001 م از زخمى كه در نبرد وادى منى برداشته بود بمرد .
پسرش المعز بهجاى پدر نشست . ابن ابى عامر نيز او را در امارت مغرب ابقاء كرد .
المعز همچنان در فرمان ابن ابى عامر بود و طرفدار دعوت بنى اميهء اندلس تا آنگاه كه رشتههاى خلافت اندلس به سستى گراييد « 40 » .
* در همان حال كه عبد الملك بن محمد بن ابى عامر در مغرب سرگرم سركوبى زيرى و پيروانش بود ، محمد بن ابى عامر نيز در كار بسيج بزرگترين جنگهايش تلاش مىكرد . منطقهء جليقيه در اقصاى غربى اسپانيا به سبب دورى و دشوارى راههايش يكى از منيعترين و استوارترين پايگاههاى مسيحيان اسپانيا بود و دور از دسترس فاتحان .
هامش
( 40 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 302 . ابن خلدون ، العبر ، ج 7 / ص 33 . السلاوى ، الاستقصاء ، ج 1 / ص 93 و 94 . بنذ تاريخية فى اخبار البربر ، ص 30 - 35 .