هديه داد و بر گردن آن طنابى بست و آن را گارسيا - كنت قشتاله - ناميد و در روز شنبهء نيمهء ربيع الثانى سال 385 ه با قصيدهاى به قصر او فرستاد . در آن قصيده آمده بود :
يا حرز كل مخوف و امان كل * مشرد و معز كل مزلل
عبد جذبت بضبعه و رفعت من * مقداره اهدى اليك بايل
سميته غرسية و بعثته * فى حبله ليتاح فيه تفالى
و تقدير چنان شد كه اين پيشگويى تحقق يافت . يعنى در همان روزى كه بزكوهى و قصيده به ابن ابى عامر تقديم شد كنت گارسيا فرناندز نيز به هزيمت رفت و مجروح شد و در ساحل رود دويره در نزديكى شهر القصر اسير گرديد . اين واقعه در روز بيست و پنجم ماه مه سال 995 م / اواسط ربيع الثانى سال 385 ه اتفاق افتاد .
كنت پس از چند روز از زخمى كه برداشته بود بمرد و كار بر پسرش سانچو قرار گرفت ، ولى سانچو مجبور شد به مسلمانان جزيه دهد « 30 » .
ابن ابى عامر در پاييز اين سال به غزو ليون رفت تا پادشاه آن برمودو را به سبب حمايتش از عبد اللّه بن عبد العزيز المروانى گوشمال دهد . اوضاع در ليون نابسامان بود .
اشراف فئودال بر اراضى و مزارعش مستولى شده بودند و از پادشاه جز نامى نمانده بود . برمودو از شهر ليون پايتخت كشورش بيرون آمده و استرقه را به عنوان پايتخت برگزيده بود . چون ابن ابى عامر بر او سخت گرفت ، از استرقه بيرون آمد و از او خواستار مصالحه شد و عبد اللّه بن عبد العزيز المروانى را به او تسليم كرد و به عهده گرفت كه جزيه بپردازد . ابن ابى عامر قبول كرد . سپس بر شهر سموره غلبه يافت و مسلمانان را در آنجا جاى داد و ابو الاحوص معن بن عبد العزيز التجيبى را بر آن امارت داد .
بدينگونه قشتاله و ليون را به پرداخت جزيه به حكومت قرطبه وادار كرد « 31 » . عبد اللّه بن عبد العزيز را به زندان افگند و او را در غل و زنجير خويش رها كرد و با آنكه قصايد
هامش
( 30 ) . ابن بسام ، الذخيره ، القسم الاول ، ج 1 / ص 22 و 23 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 68 و 69 .
المراكشى ، المعجب ، ( قاهره 1914 ) ، ص 20 . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 181 .
( 31 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 181 . رجوع كنيد به :942 . p . II . loV . tsiH : yzoD .