تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
كشته مىشويد و يا اسير . . . » « 14 » . صاحب كتاب تحفة الانفس به خطبهء طارق اشارت دارد آنجا كه مىگويد : چون عربها با گوتها روبه‌رو شدند سه روز نبرد كردند . طارق ديد كه لشكريانش در رنج افتاده‌اند ، برخاست و آنان را اندرز داد و به شكيبايى فراخواند و شور شهادت را در دلهايشان برانگيخت و وعده‌هاى جميل داد . سپس نص خطبه را نقل مىكند « 15 » روايات اسلامى حكايت از آن دارد كه اين خطبه را در برانگيختن همت مسلمانان و دميدن روح دليرى و اعتماد در قلوب ايشان تأثير بسزايى بود و درهاى پيروزى را به روى ايشان بگشاد . اما در نسبت اين خطبه به طارق مىتوان ترديد كرد ، زيرا اولا بيشتر مورخان اسلامى بخصوص متقدمين اشارتى بدان ندارند . نه ابن عبد الحكم آن را ذكر كرده نه بلاذرى و حال آنكه آن دو قديمترين راويان فتوحات اسلامى هستند . همچنين منابع اوليهء اندلسى نيز اشارتى به آن ندارند . ابن اثير و ابن خلدون هم آن را نقل نكرده‌اند . تنها مقرى از مورخى كه از او هم نام نمىبرد ، آن را نقل كرده . به‌طور كلى ذكر اين خطبه بيشتر در كتب مورخين و ادباى متأخر آمده است . بعيد نيست كه طارق براى لشكريانش پيش از حمله سخنى گفته باشد چنان كه سرداران غزوات اسلامى را عادت براين بوده كه پيش از حمله به دشمن در ميدان جنگ براى لشكريان خود سخنرانى مىكرده‌اند ، ولى واژه‌هايى كه در اين خطبه به كار رفته و اسلوب اديبانهء آن محقق را به شك مىاندازد كه طارق را چنين قدرت و قوت بيانى بوده باشد . او مردى است از بربر و نه در اسلام سابقهء چندانى دارد نه در عربيت . به‌نظر مىرسد كه اين خطبه انشاى متأخرين باشد از زبان طارق كه با رعايت اوضاع زمان و مكان پرداخته شده است . روايات اسلامى از واقعهء ديگرى حكايت مىكنند كه درخور تأمل و تحقيق است ، زيرا رنگ داستانى دارد هرچند در لباس تاريخ عرضه شده است . اين واقعه
هامش
( 14 ) . به طارق نيز ابياتى نسبت داده‌اند كه دربارهء اين فتح بزرگ سروده است :ركبنا سفينا بالمجاز قصيرا * عسى ان يكون اللّه منا قد اشترى نفوسا و اموالا و اهلا بجنة * اذا ما اشتهينا الشىء فيها تيسرا و لسنا نبالى كيف سالت نفوسنا * اذا نحن ادركنا الذى كان اجدرا( 15 ) . تحفة الانفس و شعار اهل الاندلس . نسخهء خطى مذكور ، برگ 48 .