« اى مردم ، به كجا توانيد گريخت ؟ دريا در پشت سر شماست و دشمن روبهرويتان . به خدا سوگند چارهاى جز شكيبايى و پايدارى نداريد . يتيمان بر سفرهء فرومايگان چگونهاند ؟ بدانيد كه حال شما در اين جزيره بدتر از حال آنهاست . دشمن با لشكرىگران به پيشباز شما آمده در حالى كه سلاح و توشهاى فراوان دارد و شما را پشتيبانى و ياورى جز شمشيرهايتان نيست و زاد و توشهء شما همان است كه از چنگ دشمنانتان بيرون مىكنيد . اگر روزگارى دراز در اين بينوايى و فقر بمانيد و دست به كارى نزنيد ، باد غرورتان فرونشيند و دلهايتان ناتوان گردد آنسان كه به جاى آنكه شما بيم در دل دشمن افكنيد او بر شما دلير خواهد شد . پس بكوشيد تا چنين سرنوشت فلاكتبارى را از خود دور سازيد بدينگونه كه كار اين نابكار را يكسره سازيد . شهر استوار او روى در روى شما ايستاده است . اگر جانهاى خويش هديهء مرگ سازيد فرصت تصرف آن را به دست خواهيد آورد . چنان نيست كه شما را به مهلكهاى مىافكنم و مىخواهم كه خود از آن جان بهدر برم ، من از خود آغاز مىكنم . بدانيد كه اگر اندكى تحمل بارگران مشقت كنيد زمانى دراز از ثمرهء آن بهرهمند خواهيد شد . و به شما خبر رسيده كه در اين جزيره چه حوريوشانى از دختران يونانى هستند كه آراسته به زيورهايى از مرواريد و مرجان و پوشيده در جامههاى حرير در كاخهاى پادشاهان تاجدار به ناز مىخرامند و مىآرامند . امير المؤمنين وليد ابن عبد الملك شما را از ميان ابطال عرب برگزيده و دامادى پادشاهان اين جزيره را براى شما خواسته است ، بدين اميد كه شما ضربههاى نيزهها و شمشيرهاى دشمن را با خشنودى تحمل خواهيد كرد و در نبرد با دليران و سواركاران از جان خويش خواهيد گذشت . بهرهاى كه او از نبرد و جانبازى شما خواهد گرفت ثوابى است كه از انتشار دين خدا در اين سرزمين نصيب او مىگردد . غنايم اين جزيره همه از آن شماست و امير المؤمنين را به آن نظرى نيست . خداوند تعالى براى شما چنين خواسته كه هم از تمتعات اين جهانى بهره جوييد و هم از نعم جاويد آن جهانى .
اى مردم ، هر كار كه من كردم شما نيز چنان كنيد . اگر حمله كردم حمله كنيد و اگر از حمله بازايستادم بازايستيد و در جنگ همانند تن واحد باشيد . مرا آهنگ پادشاه ايشان است . او را امان ندهم تا با او درآويزم . اگر كشته شدم شما سستى نكنيد و غمگين مشويد و با خود به ستيزه برنخيزيد مبادا كه ناتوان شويد و پشت به دشمن كنيد ، آنگاه يا
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 43
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٣