تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
اسب و زين و ستام زرين او را بعدها يافتند ولى پيكر او را نيافتند . برخى از روايات مسيحى نيز مىگويند كه ردريك از معركه گريخت و به هنگام گريز كشته شد و بعضى مىگويند به يكى از ديرهاى پرتغال گريخت و در آنجا رهبانيت اختيار كرد و مدتى بىآنكه كسى او را بشناسد زندگى كرد . صاحب كتاب الامامه و السياسه در ميان مورخان مشرق قول ديگرى دارد كه طارق پيكر ردريك را بيافت و سرش را ببريد و براى موسى بن نصير فرستاد . موسى نيز آن را به نزد خليفه گسيل داشت . نويسندهء اندلسى صاحب كتاب تحفة الانفس كه از آن ياد كرديم اين روايت را با روايات بسيار ديگرى نقل كرده است « 12 » . قول مرجح اين است كه ردريك پس از شكست همچنانكه پادشاهىاش را از دست داد جانش را نيز از دست بداد ، حال كشته شده باشد يا در آب غرق شده باشد « 13 » . اين بود نبرد شذونه كه نقطهء پايان بر دولت گوت نهاد ، دولتى كه از هنگام قيامش در گاليا سيصد سال فرمان رانده بود . بزرگترين غنايم جنگى مسلمانان در اين جنگ سرزمين اسپانيا بود . در روايات اسلامى حوادث فتح اسپانيا به بسيارى از داستانها و اساطير آميخته شده كه مورخ نمىتواند آنها را به عنوان يك سند تاريخى بپذيرد ، ولى شايسته مىدانيم فقراتى از سخنان طارق را به هنگامى كه لشكريان خود را به جنگ تحريض مىكند و از حيث فصاحت نمونهء بديعى از يك سخنورى حماسى است در اينجا بياوريم :
هامش
( 12 ) . رجوع كنيد به الامامه و السياسه ، ج 2 / ص 75 و 76 . در كتاب تحفة الانفس ، نسخهء خطى يادشده اين روايت آمده است . ( 13 ) . براى آگاهى از سرنوشت ردريك رجوع كنيد بهeluaG al ed eriotsiH : nailuJ . C seton . IL . pahc , dibi , nobbiG - 057 . pو از مصادر اسلامى رجوع كنيد به ابن الاثير ، الكامل ، آنجا كه مىگويد پس از پايان جنگ غرق شد . ج 4 / ص 214 . المقرى در نفح الطيب مىگويد : خود را به اختيار خود در آب افكند ، در حالى كه زخم بسيار برداشته بود . نفح الطيب ، ج 1 / ص 121 . ابن الابار در حلة السيراء مىگويد : فقط اسب و زين مرصع آن را با يكى از كفشهايش يافتند . ص 31 . صاحب اخبار مجموعه نيز چنين گويد . ص 6 . ابن عذارى در البيان المغرب گويد : ردريك پنهان شد و كسى نه جاى او را يافت و نه پيكر او را . تنها يكى از كفشهاى مرصع او را يافتند . بعضى گفتند كشته شده و بعضى گفتند در آب غرق شده . ج 2 / ص 10 . در روايات غربى نيز همين اختلافات وجود دارد . ژوليان در تاريخ گل ، ص 758 . روايات اسپانيايى حاكى است كه به مغارهء راهبى گريخت . بعضى گويند او را زنده در چاهى پر از افعى افكندند و او فرياد مىزد : پيكر گناهكار مرا خوردند . گيبون در حاشيهء فصل 51 .