مىرسيد . يوليان نيز با لشكر كوچك خود - از ياران و اتباعش - به او پيوست .
گوتها چندين برابر مسلمانان بودند و مسلمانان در سرزمين دشمن در جايى كه همه كوهها و دشتهاى صعب العبور بود مىجنگيدند . سردار دليرشان موقعيت دو سپاه را نيك سنجيده بود و با عزمى راسخ عازم آوردگاه دشمن بود . نبرد ميان دو سپاه در دشتهاى فرونتره و در كرانهء رود وادى لكه يا وادى بكه آغاز شد .
محققان جديد در موضع اين وادى و نهرى كه جنگ در كنار آن واقع شده و در روايات عربى آمده اختلاف كردهاند . بعضى مىگويند مراد نهر گوادالته
eteladauG
است كه در خليج قادس نزديكى شهر شريش مىريزد . و جنگ در كنارهء جنوبى آن يعنى در شمال شهر شذونه بوده است . بعضى ديگر گويند - و اين روايت در تحقيقات جديد مرجح است - كه نبرد در جنوب درياچهء كوچك خنده
adnaJ
كه به نهر كوچك بارباته
etabraB
پيوسته است و در نزديكى رأس « طرف الغار » « 6 » به اقيانوس مىريزد واقع شده است و وادى بكه يا لكه در روايات عربى مراد اين منطقه است . در اين دشت كوچك كه از جنوب با سلسله تپههاى مرتفع محدود شده ، و در ساحل درياچهء خنده و نهر بارباته عرب و گوت ، يا اسلام و مسيحيت مصاف دادند . اين واقعه در روز بيست و هشتم ماه رمضان سال 92 ه / « 7 » هفدهم ژوئيهء سال 711 م بود . نهر دو لشكر را سه روز از هم دور نگهداشته بود و در اين سه روز جنگهايى ساده ميان دو طرف جريان داشت . روز چهارم دو لشكر حماسه آفريدند و برهم زدند . ردريك در جامهء شاهان برفراز تخت خود بر روى ارابهاى كه اسبان نيرومند و راهوارى مىكشيدندش در برابر دشمن آشكار شد . گيبون چنين منظرى را به سخريه مىگيرد آنگاه كه مىگويد : « آلاريك ( مؤسس دولت گوت ) اگر جانشين خود ( ردريك ) را مىديد كه تاج مرصع بر سر نهاده و خود را به حرير و زر آراسته
هامش
( 6 ) . دوزى مىگويد كه اين نهر را امروزه سلادوodalaSمىگويند ج 1 / ص 273 . حاشيه .
و اين خطاست ، زيرا سلادو نام رود ديگرى است در شمال بارباته . ابن القوطيه آن را وادى بكه خوانده . ص 7 . رجوع كنيد به لوى پروونسال :. 61 51 . p ) 4491 ( enamlusuM engapsE'I ed eriotsiH( 7 ) . روايات اسلامى بيشتر همين تاريخ را ضبط كردهاند ، ولى تنها ابن حيان مورخ اندلسى مىگويد كه اين نبرد هفتم ربيع الاول سال 92 ه اتفاق افتاد ( المقرى از ابن حيان ج 1 / ص 116 ) .