تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
از بزرگان شعر و ادب و كتابت بود . ابن الابار بعضى از اشعار او را نقل كرده است كه دليل قدرت او در سرودن شعر است « 46 » . از مشهورترين اعمال مصحفى در آغاز فرمانروايى حكم المستنصر اهداى هدايايى گرانبهاست به او . مىخواست با چنان هدايايى خاطرهء هدايايى را كه ابن شهيد به الناصر تقديم كرده بود ، محو كند . ابن حيان در المقتبس اين هدايا را چنين برشمرده است : صد بردهء تازه جوان فرنگى نشسته بر اسبان راهوار با تمام سلاح و ساز نبرد . سيصد و بيست زره از انواع مختلف ، سيصد كلاه‌خود از انواع مختلف ، صد كلاه‌خود هندى ، پنجاه كلاه‌خود حبشى و سيصد حربهء فرنگى و صد سپر سلطانى و جوشن زرنگار و بيست و پنج شاخ گاوميش گرفته در زر « 47 » . هدايايى كه مصحفى به حكم تقديم كرد از مشهورترين حوادث اجتماعى در آن عصر بود . يكى ديگر از اكابر دولت حكم سردار سپاه غالب بن عبد الرحمان الناصرى صاحب مدينهء سالم بود . غالب غلام الناصر پدر حكم بود . غالب علاوه بر آنكه مستشار و مقرب خليفه بود از بزرگترين سپهسالاران و مردان اندلس در آن عصر به‌شمار مىآمد . ديگر از دولتمردان ، وزير ، يحيى بن محمد التجيبى و سردار سعيد بن الحكم الجعفرى بودند ، هردو از اعاظم وزرا و سرداران . در جنگهاى با فرنگان و حوادث مغرب اقصى سرآمد شده بودند . از دبيران حكم بايد از عيسى بن فطيس نام ببريم و از قضات او از منذر بن سعيد البلوطى بزرگترين قاضى در عهد پدرش عبد الرحمان الناصر ، و سپس ابو بكر محمد بن السليم . حكم شاعرى توانا بود و اشعار لطيف از او روايت شده . از آن جمله است :
الى اللّه اشكو من شمائل مسرف * على ظلوم لا يدين بما دنت نأت عنه دارى فاستزاد صدوده * وانى على وجدى القديم كما كنت
هامش
( 46 ) . رجوع كنيد به ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 141 و 147 . ( 47 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 144 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 501 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان