كردند . در ايام محاصره بيشتر كتابها را از خزاين كتب بيرون آوردند و به امر واضح غلام المنصور محمد بن ابى عامر فروختند و آنگاه كه بربر قرطبه را گرفت باقى آن نيز به غارت رفت . و ما پس از اين در اين باره سخن خواهيم گفت « 41 » .
* حكم المستنصر در اواخر ايامش احساس ناتوانى و بيمارى كرد . تصميم گرفت پسر خردسال خود هشام را به ولايتعهدى برگزيند . مراسم تعيين ولىعهد ، در ماه جمادى الثانيهء سال 365 ه / فوريهء سال 976 م انجام پذيرفت . حكم در قصر خود در قرطبه اعلام كرد كه مىخواهد فرزند خود هشام را به جانشينى خويش برگزيند و اكنون از كسانى كه در مجلس حاضرند بيعت مىگيرد و در همان روزنامههايى به اطراف فرستاد و خواص و عوام را از تصميم خويش آگاه ساخت . محمد بن ابى عامر كه در آن روز صاحب شرطه و مواريث بود و سرپرستى و تربيت هشام را به عهده داشت همراه با ميسور كاتب غلام صبح مادر هشام مأمور شد از ديگران برحسب مراتبشان بيعت بستاند . سپس در اندلس و مغرب به نام هشام خطبه خواندند و به نامش سكه زدند .
ابن حيان اين سياست حكم را در انتخاب فرزند خردسالش به ولايتعهدى نكوهش مىكند و مىگويد كه حكم باوجود خردمندىاش به دام محبت فرزند افتاد و به جانشينى برگزيدن كودكى خردسال در حالى كه برادرانش و مشايخ تجربه ديده و جوانان عشيره حضور داشتند كارى خلاف دورانديشى بود . ابن حيان اين امر را يكى از تقديرات خداوندى مىداند كه آن را چاره نيست .
حكم پس از اندكى به بيمارى فالج دچار شد و از حركت بازماند و به بستر افتاد .
در ايام بيمارىاش وزيرش جعفر بن عثمان المصحفى زمام كارها را به دست داشت .
چند ماه بعد در روز دوم ماه صفر سال 366 ه / سىام سپتامبر سال 976 م درگذشت « 42 » .
هامش
( 41 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 146 .
( 42 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 101 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 185 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 65 . ولى در البيان المغرب سوم رمضان سال 366 ه آمده است .