* حكم المستنصر از حيث اخلاق و علم و عدل بهترين خلفاى اموى اندلس است .
روايات اسلامى در موارد متعدد از اخلاق و صفات نيك او ياد كردهاند . ابن الابار مىگويد : « حكم نيكسيرت و فاضل و عادل و دانشدوست بود . » « 43 » ابن الخطيب مىگويد :
« ابهت و جلالت و علم و اصالت و آثار باقيه و حسنات راقيه به او پايان گرفت . » « 44 » حكم مردى ديندار بود و شاهد اين مدعا توجه فراوان اوست به امر مسجد جامع و توسعهء آن و ساختن منبر تازهاى براى آن و كشيدن آب به آنجا به شيوهء بديع مهندسى و بذل و بخشش بسيار او در اين گونه كارها و مبارزهء او با شرب خمر و شكستن خمها « 45 » . حكم دادگرى را دوست مىداشت و در اقامهء عدل سعى وافر داشت . عمال و حكام ظالم را سخت بازخواست مىكرد و ابن عذارى صاحب البيان المغرب مىگويد كه حكم بارها حكام ظالم را فرامىخواند و به آنان هشدار مىداد و از خشم و غضب خود مىترسانيد و سرداران لشكر را پيام مىفرستاد و از خونريزيهاى بىسبب منع مىكرد .
حكم قدر و ارزش مردان را مىشناخت . در حكومت و دربار او جمعى از مردان دانا و بزرگوار آن زمان گرد آمده بودند . سرور و زعيم همگان حاجب جعفر بن عثمان ابن نصر المصحفى بود . جعفر به يكى از خاندانهاى بلنسيه انتساب داشت . پدرش عثمان در ايام عبد الرحمان الناصر مؤدب پسرش حكم بود ، ازاينرو ميان حكم و فرزند استادش روابط دوستى عميق برقرار شده بود . چون مقام ولايتعهدى يافت جعفر را در نواحى به كارهاى مهم فرستاد و دبيرى خويش به دو داد . سپس عبد الرحمان الناصر او را به حكومت جزيرهء ميورقه فرستاد . چون حكم به خلافت رسيد جعفر را وزارت داد و كاتب خاص گردانيد ، سپس فرماندهى شرطه را نيز بدان درافزود .
آنگاه او را حاجبى يعنى رياست وزرايى داد و جانشين حاجب جعفر بن عبد اللّه صقلبى گردانيد . و مرد اول دولت او شد . و چون فرزندش هشامزاده شد جعفر را به سرپرستىاش برگزيد . جعفر تا آنگاه كه حكم زنده بود داراى چنين مقام و منزلتى بود . مصحفى
هامش
( 43 ) . الحلة السيراء ، ص 101 .
( 44 ) . اعمال الاعلام ، ص 49 .
( 45 ) . الحلة السيراء ، ص 103 .