حلقههاى مختلف علوم تشكيل مىشد . حديث را ابو بكر بن معاوية القرشى درس مىداد . ابو على القالى مهمان اندلس دروس خود را در موضوع عرب پيش از اسلام و زبان و شعر و مثلهاى آنان املا مىكرد . ابن القوطيه استاد نحو بود و در علوم ديگر استادان ديگر بودند كه همه از اعلام عصر خود بودند . شمار دانشپژوهان به هزارها تن مىرسيد « 35 » .
حكم حمايت خود را شامل علماى ديگر از ملتها و نحلههاى ديگر نيز كرده بود ، چه مسلمان باشند يا غيرمسلمان . از شواهد اين امر توجهى است كه به اسقف دانشمند ريشموندو البيرى مبذول مىداشت . ريشموندو را به عربى ربيع بن زيد مىگفتند . ربيع را در نزد او مقامى ارجمند بود ، زيرا در علم فلك و علوم فلسفى كه هردو مورد توجه حكم بود ، مهارت داشت . اين اسقف قرطبى كه عالمى مبرز بود ، در ادبيات عربى و لاتينى نيز چيرهدست بود . عبد الرحمان الناصر پدر حكم نيز علم و معرفت او را مىستود و با آنكه بر كيش مسيحى بود او را سخت مورد عنايت و توجه خاص خود قرار داده بود و در قصر مكان مهمى را اشغال كرده بود « 36 » .
علامه دوزى مىگويد : « بركشيدن و نيكىكردن حكم را در حق علماى اسپانيايى و بيگانگان حدى نبود . ازاينرو علما از هر سو به دربار او روى مىآوردند .
خليفه با عطاياى خويش آنان را مىنواخت . حتى فلاسفه در سايهء رعايت او مىتوانستند بدون ترس از كشتهشدن به بحث و گفتگو در فلسفه پردازند . » « 37 »
صاحبنظران امروز از اين گرايش و علاقهاى كه حكم را به علم بود و از ويژگيهاى او بود در اعجاب شدهاند . مثلا مورخ اسپانيايى مودستو لافونته مىگويد : « دولت حكم دوم دولت ادب و تمدن بود ، همچنانكه دولت پدرش دولت عظمت و شكوه بود . در روايات عربى ذكر محامد حكم بسيار آمده . آيا ما مىتوانيم تنها به اين عنوان كه حكم مسلمان است و مسيحى نيست بر آن همه صفات درخشان چشم خود ببنديم و از ضبط آنها خوددارى نماييم ؟ اين كار معنىاش اين است كه ما از فضايل كسانى چون
هامش
( 35 ) .. 581 481 . P . II . loV , engapsE'd snamlusuM sed eriotsiH : yzoD( 36 ) ., ) 7981 dirdaM ( , anapsE ed sebarazoM sol ed airotsiH : tenomiS . J . F . 216 706 . p( 37 ) .. 981 . P . II . loV , engapsE'd snamlusuM sed eriotsiH : yzoD