فرستاد « 29 » . حكم با قاضى ابو بكر الابهرى المالكى نيز چنين رفتارى داشت . براى او مبلغى گزاف روانه داشت تا اولين نسخه از شرحى را كه بر مختصر ابن عبد الحكم نوشته بود برايش بفرستد . حكم لغوى كبير ابو على القالى را نيز كه در عهد پدرش عبد الرحمان الناصر از عراق به اندلس آمده بود ، مورد نواخت و توجه قرارداد و از مقربان خود ساخت . ابو على در كنف حمايت حكم كتابهاى خود را تأليف كرد و دانش خود به مردم اندلس بياموخت « 30 » . ابو عبد اللّه الخشنى بعضى از كتب خود از جمله كتاب القضاة بقرطبه را به او هديه كرد و مطرف بن عيسى الغسانى كتاب خود به نام المعارف فى اخبار كورة البيره را به او تقديم نمود . بسيارى از علماى معاصر او تأليفات خود را به او اهدا مىكردند تا بدينگونه از توجه او به علم و علما سپاس گويند . جماعتى از وراقان ماهر از ديگر بلاد بويژه از بغداد و قاهره و دمشق به نزد او آمده بودند . اينان در اطراف مىگشتند و كتابهاى نفيس و نادر را براى او گرد مىآوردند و در دربار او جماعتى ديگر از نساخان ماهر بودند كه از آنها نسخه برمىداشتند و تصحيح و تجليد مىكردند و در جاى خود جاى مىدادند . حكم در اين راه چندان بذل مساعى و اموال نمود كه از ديگرى شنيده نشده است . در اثر اين كوشش از كتب نفيس در علوم مختلف چندان در نزد او گرد آمد كه در نزد كس گرد نيامده بود . چون غرفههاى قصر خلافت را گنجايى آن همه كتب كه جمعآورى شده بود و پىدرپى نيز مىرسيد ، نبود فرمان داد در نزديكى قصر بناى عظيمى مخصوص كتابخانه بسازند . مهندسان در ترتيب و تنسيق و نورگيرى ايوانها و رواقهاى آن هنرنماييها نمودند . ابن حزم مىگويد :
« همهء كتابهاى علوم در اندلس گردآورى شد » . جوانى دانشپژوه كه متصدى خزانهء علوم در قصر امويان در اندلس بود ، براى ابن حزم حكايت كرده بود كه شمارهء فهرستهايى كه نام كتابها در آنهاست چهل و چهار دفتر است و هر دفترى پنجاه ورق دارد كه در آنها فقط نام دواوين شعرا آمده است « 31 » .
حكم ادارهء كتابخانهء بزرگ را به برادرش عبد العزيز سپرد و برادر ديگرش
هامش
( 29 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، از ابن حيان ، ص 102 .
( 30 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 146 .
( 31 ) . ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، ص 92 . ابن الابار در الحلة السيراء ، ص 103 نيز آن را نقل كرده است .