تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
شرى زايد . ازاين‌رو هزينه‌اى را كه صرف نگهداشتن آنان مىشد سنگين مىشمرد و حكم را به اخراجشان از اندلس توصيه مىكرد . حكم نيز چنان ديد كه آنان را از كشور خود دور كند و خود را از رنج و زحمتى كه از هزينهء آنان تحمل مىكرد برهاند و همه را به مشرق بفرستد . پس حسن و قوم قبيله‌اش را از قرطبه براند . آنان را در سال 365 ه / 975 م در المريه به كشتى نشاند و به تونس فرستاد . حسن بن كنون و قومش از تونس به مصر رفتند و در كنف خليفهء فاطمى مصر العزيز باللّه بياسودند . خليفه مقدم ايشان را گرامى داشت و وعده داد كه آنان را در كارى كه در پيش دارند يارى خواهد كرد . حسن چند سال يعنى تا سال 373 ه در مصر درنگ كرد . در اين سال العزيز فاطمى او را از سوى خود فرمانى داد و نزد بلكين بن زيرى بن مناد به قيروان فرستاد و از او خواست يارىاش كند تا بتواند به هدفهايى كه در نظر دارد برسد و ما در آتيه در اين‌باره سخن خواهيم گفت « 21 » . گارسيا فرناندز پسر فرنان گونثالث صاحب قشتاله و البه بعد از پدر جانشين او شده بود . فرنان گونثالث در سال 970 م درگذشته بود . پسر نيز چون پدر همواره از روى نفاق تظاهر به آشتىجويى مىكرد ، ولى در همان هنگام تا فرصتى مىيافت به اراضى اسلامى تاخت‌وتاز مىكرد . حكم سرگرم حوادث مغرب بود و سپاه اندلس و سرداران و بزرگان آن به بر العدوه در آن سوى دريا رفته بودند . گارسيا فرناندز نيروى خود را براى حمله به اراضى مسلمانان گسيل داشت و حصن دسة واقع در شمال‌شرقى مدينهء سالم را گشود . اين دژ در وسط اراضى بنى عمريل بن تيملت الثغرى بود . اين تجاوز در ماه ذو الحجهء سال 363 ه / تابستان سال 974 م انجام گرفت . مسيحيان مزارع را به آتش كشيدند و چارپايان را با خود بردند . زروال و مضاء پسران عمريل كه واليان اين منطقه بودند با ياران خود از پى ايشان رفتند و چارپايان خود را بازپس گرفتند و جمعى از مسيحيان را كشتند ، ولى مسيحيان را شمار افزون گرديد و ميان دو گروه نبرد افتاد و زروال كشته شد . از عجايب آنكه گارسيا فرناندز اندكى پيش از اين تجاوز رسولان خود را به قرطبه فرستاده و خواستار صلح و سازش شده بود . حكم نيز به خواست آنها
هامش
( 21 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 261 - 265 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 216 - 219 . السلاوى ، الاستقصاء ، ج 1 / ص 86 - 88 . نبذ تاريخية فى اخبار البربر ، ص 6 - 12 .