التجيبى مدد رسيد . يحيى در ماه محرم سال 363 ه با اموال بسيار بيامد . غالب حلقهء محاصره تنگتر و تنگتر كرد ، چنان كه همهء راههاى آمدوشد را به روى حسن بربست و براى تعقيب ادريسيان قواى خود را در تمام آن نواحى پراكنده ساخت . ميان دو گروه چند بار نبرد درگرفت و از دو سو جمع كثيرى به قتل رسيد . در ماه صفر سال 363 ه غالب بر بصره مستولى شد . مردم شهر پس از آنكه عامل حسن را كشتند شهر را تسليم كردند . در اين اوان حسن از شدت محاصره سخت در رنج افتاده بود . زن و فرزند و جمعى از سپاهيانش با او بودند . عاقبت ناچار شد امان بخواهد و خود تسليم شود . حسن فرمانبردارى خود را به حكم در ماه جمادى الاخر سال 363 ه اعلام داشت .
غالب به قلعهء حجر النسر درآمد و در مسجد آن به نام حكم خطبه خواند . اين خبرهاى شادىآور به حكم رسيد . حكم نيز پس از دو سه روز در مسجد جامع قرطبه آن خبرها را به گوش مردم رسانيد . غالب بقاياى ادريسيان را در بلاد ريف تعقيب كرد تا همه را از پاى درآورد و بر دولتشان پايان داد ، سپس به شهر فاس رفت و بر آن از سوى خود حاكمى گماشت و بدينگونه سراسر مغرب به فرمان امويان اندلس درآمد .
در اواخر سال 363 ه / 974 م غالب از دريا بگذشت و به اندلس بازگرديد . حسن ابن كنون و ياران او از زعماى ادريسيان و زن و فرزند حسن نيز با او بودند . در قرطبه از او استقبال شايانى به عمل آمد . ادريسيان را در خانههايى كه برايشان از پيش آماده كرده بودند جاى دادند . حكم بر حسن بن كنون ببخشود و عطايا و صلات و ارزاق بسيار روانه ساخت و از بزرگان و دليران حواشى و خدم او هفتصد تن را در خدمت خود گرفت . حسن و فرزندانش بدينگونه قرب دو سال در نزد او ماندند . عاقبت به سبب سوء خلق و لجاجت حسن ، ميان او و حكم خلافى آشكار شد . به قول مورخ « حسن ابن كنون مردى جاهل و بىباك و سختدل بود و در عين شجاعت بدخو » . حكم هرگز سختدلى او را در رفتار با سپاهيان اندلس در ايام نبرد فراموش نكرده بود . او اسيران لشكر اندلس را از فراز بام بلند قلعهء خود بر زمين مىانداخت و پيكرشان پارهپاره مىشد « 20 » . از ديگر سو وجود او و همراهانش بر قرطبه سنگينى مىكرد . همچنين حاجب جعفر بن عثمان المصحفى همواره از حسن در بيم بود و مىپنداشت از وجود او
هامش
( 20 ) . نبذ تاريخية فى اخبار البربر ، ص 10 و 14 .