نورمانها ، اينبار از مردم دانمارك بودند . سردارشان ريچارد دوك نورماندى نوهء زعيم بزرگشان رولو بود . اينان بيست و هشت كشتى به همراه داشتند . جنگجويان در نزديكى شهر قصر ابى دانس « 15 » پهلوگرفتند و در آن منطقه دست به كشتار و تاراج زدند . سپس رهسپار شمال شدند و به دشتهاى ثروتمند و پرنعمت اشبونه درآمدند .
در آنجا نيز از كشتار و تاراج و ويرانى دريغ نكردند . مسلمانان براى جنگ با آنان در آن منطقه گرد آمدند و ميان دو گروه نبردى خونين درگرفت و از هردو سو عدهء بسيارى كشته شدند . در اين اثنا ناوگان اشبيليه به سردارى امير البحر عبد الرحمان بن رماحس از رود وادى الكبير در حركت آمد و شتابان راهى جنوب پرتغال شد . جنگجويان به سوى جنوب و سپس مشرق به محازات ساحل سرازير شدند و در مصب رود شلب با ناوگان مسلمانان برخورد كردند . بسيارى از نورمانها كشته شدند و باقى روبه فرار نهادند . كشتيهاى نورمانها براى عقبنشينى در آبهاى غربى به حركت درآمدند و مسلمانان در همهجا در كمين ايشان بودند . حكم براى احتياط بيشتر فرمان داد كه برخى كشتيهاى ناوگان كوچك را به صورت كشتيهاى نورمانها درآورند و در نهر وادى الكبير روبهروى قرطبه موضع گيرند و مقصودش از اين امر آن بود كه مبادا نورمانها ناگهان از راه رودخانه به قرطبه تازند ، همچنانكه جنگجويان نورمان پيش از اين در نخستين تجاوز خود به اشبيليه تاخته بودند .
چند سالى نگذشته بود كه بار ديگر كشتيهاى نورمانها در آبهاى غربى به حركت درآمدند و در سال 360 ه / 971 م شهرهاى ثروتمند غربى را به مخاطره انداختند .
حكم فرمان داد ناوگان جنگى از المريه و اشبيليه در حركت آيند و همهء نيروهاى دريايى اندلس براى رويارويى با دشمن بسيج گردند « 16 » ، ولى چنان كه از ظاهر امر برمىآيد نبرد مهمى ميان مسلمانان و مهاجمان درنگرفت و دشمن چون عظمت نيروى دريايى مسلمانان را ديد خودبهخود بازگشت .
در خلال اين احوال قرطبه كمكم در سراسر شبهجزيرهء اسپانيا كعبهء مقصود همگان شده بود و ملوك مسيحى اسپانيا پىدرپى به آنجا مىآمدند تا عقد و پيمان مودت بندند و اظهار فرمانبردارى كنند و از آنجا كمك مالى و سپاهى گيرند . آمدوشد اين
هامش
( 15 ) .laS od recaclA( 16 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 257 .