و دشمن او كنت فرنان امير قشتاله و گارسيا سانشز پادشاه ناوار و كنت برشلونه بسته شد و همه براى دفاع در برابر مسلمانان آماده شدند .
در تابستان سال 352 ه / 963 م حكم بن عبد الرحمان به قصد نبرد قدم در راه نهاد و اعلان كرد كه براى جهاد مىرود . سپاهيان در طليطله گرد آمدند و كوهستانهاى وادى رمله را زير پى سپردند و به قشتاله رفتند . حكم بر دژ منيع و استوار شنت اشتبن مشرف شد « 8 » . مسلمانان دژ را محاصره كردند و بر آن غلبه يافتند . كنت فرنان گونثالث بيهوده تلاش كرد كه راه بر مسلمانان بگيرد . مسلمانان اراضىاش را گرفتند و سپاهش را تارومار كردند تا به صلح گراييد . ولى به زودى پيمان بگسست و مسلمانان بار ديگر بر او هجوم آوردند و بر شهر انتيسه مستولى شدند « 9 » . حكم لشكرى ديگر به سردارى يحيى بن محمد التجيبى حاكم سرقسطه به سوى ناوار فرستاد . پادشاه ناوار گارسيا سانشز بود . گارسيا پيمان شكسته و بر اراضى مسلمانان دستاندازى كرده بود و سانچو پادشاه ليون كه همپيمان او بود لشكرى به يارىاش فرستاد . ميان دو طرف نبرد درگرفت و مسيحيان به هزيمت رفتند و در كوهستانها پناه گرفتند . در همين هنگام غالب سردار حكم با لشكرى گران به قلهره از شهرهاى غربى ناوار تاخت و آن را بگشود و پايگاه لشكر خود قرار داد . و اين فتحى عظيم بود . حاكم شهر وشقه با قواى خود رهسپار شمال شد تا به آن قسمت از اراضى ناوار كه در سمت جبال پيرنه است دست يابد .
پس بر دژ يبه « 10 » تسلط يافت و آن منطقه را زير پى سپرد و با غنايم بسيار از سلاح و آذوقه و چارپا بازگشت . اين فتوحات عظيم در دو تابستان سال 352 و 353 ه / 963 و 964 م انجام گرفت .
ابن خلدون از يك جنگ ديگر اسلامى در سرزمين قشتاله حكايت مىكند و مىگويد كه غالب به بلاد البه رفت . يحيى بن محمد التجيبى و قاسم بن مطرف بن ذو النون نيز با او بودند . غالب بر دژ گرماج
zamroG
مستولى شد . ابن خلدون تاريخ اين نبرد را سال 354 ه / 965 م ضبط كرده . گرماج شهرى استوار است بر ساحل رود دويره در نزديكى شنت اشتبن . اين شهر را عبد الرحمان الناصر در سال 940 م
هامش
( 8 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 251 .
( 9 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 144 . انتيسه به اسپانيايى :azneitA.
( 10 ) . به اسپانيايى :abreY.