بر آن افزودهاند و بخشى كه حاجب منصور بن ابى عامر برآورده ، واقع شده و قريب به ثلث مسجد را در ناحيهء شرقى دربرگرفته است « 3 » .
از خلافت حكم هنوز ديرزمانى نگذشته بود كه مسيحيان شيوهء تجاوز از سر گرفتند . عبد الرحمان الناصر پيش از مرگش سانچوى اول پسر اردونيوى سوم پادشاه ليون را به مال و لشكر يارى كرده بود تا تخت از دست دادهء خويش بازستاند . پسر عم و رقيبش اردونيوى چهارم در سال 960 م به برغش گريخت . خليفه بدان سبب كه او را يارى كرده بود بهايى گزاف مىطلبيد و آن اينكه مسيحيان پارهاى از دژهايى را كه در آن حدود در دست دارند ويران كنند و شمارى ديگر را به مسلمانان تسليم نمايند .
چون عبد الرحمان الناصر درگذشت سانچو پيمان بشكست و از اجراى تعهد خويش سربرتافت . غير از اين ، عامل تازهء ديگرى هم براى تجاوز مسيحيان به وجود آمده بود و آن اينكه قشتاله كه از ايالات ليون بود مىخواست مستقل شود . زعيم آن كنت گونثالث « 4 » كه مردى دلير بود هموطنانش را گرد خود جمع كرده بود و بر سانچو عصيان ورزيده بود و استقلال قشتاله را اعلام كرده بود و خود را فرمانرواى آن مىخواند . كنت گونثالث به سرزمينهاى اسلامى كه همجوار او بودند حمله مىكرد . اين زمينها در ناحيهء غربى ثغر اعلى و شمال ثغر اوسط بودند . بسيارى از مسيحيان متعصب نيز با او يار شدند . از اين پس بر شمار لشكريانش افزون شد و قدرتى تمام يافت . كنت مىخواست كشور خود را گسترش دهد و در اين اقدام به قلعههاى استوار خود مستظهر بود . حكم در آغاز كار تا صفاى صلح را به هم نزند اين تجاوز را ناديده انگاشت ، ولى چون ديد كه مسيحيان به تجاوز خود همچنان ادامه مىدهند آمادهء نبرد شد و نامههايى به واليان و سرداران نوشت و فرمان داد آمادهء نبرد در راه خدا باشند .
اردونيوى چهارم پادشاه مخلوع به حكم پناه آورده بود تا او را در بازپس گرفتن تخت پادشاهىاش يارى رساند . مورخان اسلامى در وصف آمدن او به قرطبه و قرار گرفتنش در برابر حكم قلمفرسايى كردهاند . مىگويند كه اردونيو با چهل مرد از وجوه
هامش
( 3 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص 249 . ابن الخطيب ، اعمال الاعمال ، ص 48 .
( 4 ) . ابن خلدون او را فردلندالقومس خوانده ، ج 4 / ص 244 و در جاى ديگر فردلند بن غند شلب ، ج 4 / ص 180 . در اعمال الاعلام نام او فران غنصالص آمده كه به اصل قشتالى آن نزديك است ، ص 375 .