اما پايگاههاى اسلامى كه در كوهستان آلپ پراكنده بودند ، بعضى گويند در همان زمان از ميان رفتند و آنان كه اسير شده بودند مسيحيت اختيار كردند ، ولى روايت ديگرى هست حاكى از اينكه اين پايگاهها تا يك نسل ديگر همچنان برقرار بودند ، آنگاه يكى از رهبران آن ديار به نام ژيرولدوس آنها را بستد . درهرحال هنوز قرن دهم به پايان نيامده بود كه سيادت مسلمانان در گاليا و سويس به پايان آمد و در افريقيه و اندلس هيچ كس فرياد يارىخواهى اين برادران دلير خود را نشنيد ، زيرا حوادث داخلى ديگر مجالى به بذل چنين ياريهايى نمىداد .
اما اين امر پايان غزوات اسلامى در آن آبها نبود . در سال 1003 م يك حملهء دريايى از سوى مسلمانان اندلس صورت گرفت و مسلمانان در حوزهء آنتيپ در جنوب فرانسه به خشكى آمدند و اراضى مجاور را تصرف كردند . در سال 1019 م حملهء ديگرى از سوى مسلمانان به اوريو شد و نزديك بود كه بر آن غلبه يابند ، ولى عاقبت شكست خوردند و لشكرشان پراكنده گرديد . در سال 1047 م مسلمانان به جزيرهء ليران در مغرب مارسيليا حمله بردند و جمعى از راهبان را اسير كردند . در اين هنگام يكى از سرداران امير اندلس مجاهد عامرى يكى از امراى ملوك الطوايف سر برداشت . او فرمانرواى ثغر دانيه و جزاير شرقى ( جزاير بليار ) بود كه تصميم گرفت نبردهاى دريايى را آغاز كند . مجاهد ناوگان خود را به آبهاى كورسيكا و سردانيه برد و در سردانيه به جنگ پرداخت و در سال 406 ه / 1015 م برخى نواحى آن را تسخير كرد ، ولى مسيحيان اندكى بعد او را راندند . مجاهد عامرى كه در روايات مسيحى از او به موسيتو ( موجيتوس ) ياد شده مدتى يكهتاز آن آبها بود و با حملات خود در دلها بيم و هراس مىآفريد .
اين بود داستان غزوات اسلامى در گاليا و بلاد لومبارد و سويس ، داستانى كه روايات اسلامى از ذكر بسيارى از وقايع آن غفلت ورزيدهاند در حالى كه بسيارى از روايات كليسا و فرنگان آن زمان را پر كرده است . اين روايات چون از منابع مسيحى نقل مىشود خواه و ناخواه در بسيارى جايها خصومتآميز و يكجانبه است ، ولى ما كوشيديم اهميت نقشى را كه اين مجاهدان و حادثهجويان مسلمان در آن كوهها و درههاى دوردست ايفا كرده و نفوذ و سيادتى كه مدتها بر آن اقوام داشتهاند بازنماييم .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٦٩