تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
مسلمانان چندى در سن گالن ماندند تا آنگاه كه رئيس دير آن توانست جمعى از مردان دلير را بر گرد خود جمع كند و به ناگاه در دل شب بر سر آنان تازد و همه را تارومار سازد و بكشد يا اسير كند . از اين پس پيشرفت غزوات اسلامى در شمال سويس به سستى گراييد . بناها و قلاع اسلامى در دوفينه و پرووانس و برخى جوانب آلپ به بقاى خود ادامه دادند . نزديكىشان نه فراكسنتم استوارترين دژهاى اسلامى و مدد گرفتن از آنها سبب پايدارىشان شده بود . از دريا نيز همواره مدد مىرسيد و متطوعين و حادثه‌جويان از ثغور اندلس و افريقيه به آنجا مىآمدند . وجود اين پايگاههاى اسلامى در جنوب اروپا و دست‌اندازى آنها به نواحى مجاور در حكومتهاى اروپايى تأثير عميقى داشت . پيوسته از سوى پاپ كسانى نزد امراى اروپا فرستاده مىشدند و آنان را به دفع اين خطر عظيم برمىانگيختند . اتوى بزرگ امپراتور آلمان و بزرگترين امراى مسيحى در آن روزگار بيش از ديگران به برانداختن پايگاههاى اسلامى اصرار مىورزيد ، زيرا اين پايگاهها به كشور او نزديكتر بود و گاه نيز مورد دستبرد آنها واقع شده بود . اتو چنان ديد كه براى پيشبرد كار خويش از عبد الرحمان الناصر فرمانرواى اندلس يارى طلبد . ازاين‌رو در سال 956 م آن سفيران را كه آمدنشان به اندلس را شرح داديم ، به نزد عبد الرحمان فرستاد . سفير اتو يوحنا جورزينى موضوع تجاوز مسلمانان آن پايگاهها را به اراضى مسيحيان با عبد الرحمان در ميان نهاد و از او خواست كه با نصايح و نفوذ خود اين تجاوز را مانع شود ، ولى سعيش به‌جايى نرسيد و چنان كه گفتيم خليفه عذر آورد كه مسلمانان آن نواحى زير نفوذ او نيستند و جدا از حكومت قرطبه عمل مىكنند . تنها لوتبراند مورخ مسيحى تأكيد مىكند كه خليفهء مسلمانان اين نواحى را تأييد مىكرد و به آنان يارى مىرسانيد « 7 » .
هامش
( 7 ) .. 391 . P . dibi . duanieR