جواب داد كه او اسقفى را به سفارت نزد اتو فرستاده و اكنون سه سال است كه در بندش كشيده و او نيز او را - يعنى يوحنا را - دو برابر آن مدت به بند خواهد كشيد ، زيرا مقام و مرتبت او از مقام و مرتبت اتو پادشاه نصارى برتر است . عاقبت قرار بر آن شد كه الناصر نزد پادشاه آلمان رسول ديگرى فرستد تا از مراتب عواطف و نيات او آگاه شود و يوحنا تا زمان بازگشت او در بند بماند . براى انجام اين سفارت طبق معمول كشيشى از رعاياى خليفه به نام ربيع ياريفا برگزيده شد . ريفا مردى دانا و سخنور بود و در دربار مقامى ارجمند داشت و الناصر او را دوست مىداشت و به سبب علم و خدمات بزرگش تكريم مىكرد « 38 » . ريفا از خاك فرانسه گذشت و به آلمان درآمد و در تورنگن نزد امپراتور اتو رفت كه بيشتر وقت خود را در آنجا مىگذرانيد . اتو در آن روزها گرفتار شورش پسر خود بود و ازاينرو در پذيرفتن پيشنهادهاى الناصر زياد سخت نگرفت و سفير او را نيز گرامى داشت . ربيع اسقف پس از دو سال ، در سال 347 ه / 957 م به قرطبه بازگرديد . الناصر از نتايج سفر خوشدل گرديد و اجازه داد كه سفير امپراتور با او ديدار كند . آنگاه او را در مجلس پرشكوهى به حضور پذيرفت . سفير در حالى كه از آن همه شكوه و جلال خود را باخته بود پيام امپراتور بگزارد . ما نمىدانيم نتيجهء اين سفارت چه بود ، روايات عربى هم از موضوع آن هيچ نمىگويند ، ولى بهنظر مىرسد مسئله به مستعمرات عربى و جنگهاى آن در گاليا و شمال ايتاليا و سويس مربوط بود . الناصر اظهار كرده بود كه با اين مستعمرات ارتباطى ندارد و نمىتواند عواقب اعمال آنان را به عهده گيرد يا در شئون آنها دخالت نمايد يا ماجراجويانى را كه در فرمان او نيستند امر و نهى كند . اين نتيجهگيرى را سكوت روايات عربى از ذكر اخبار اين مستعمرات تأييد مىكند و دليل بر آن است كه حكومت اندلس را با آنها ارتباط رسمى نبوده و به اوضاع آنها بىاعتنا بوده است . البته نمىتوان منكر شد كه به جنگها و پيشروى آنان در اراضى مسيحيان به چشم مهربانى و خشنودى مىنگريسته است . ولى لوتبراند مورخ كليسايى آن زمان تأكيد مىكند كه خليفه از اين مستعمرات حمايت مىكرد و آنان را در كارشان دلير مىساخت و برايشان مدد مىفرستاد « 42 » .
هامش
( 38 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 143 . ربيع بن زيد از علماى مسيحيان معاهد بود . زبان عربى ولاتينى را نيكو مىدانست .
( 42 ) .. 391 . p . dibi : duanieR