را نيز بپذيرفت « 44 » .
نگريستن در اخبار اين سفيرانى كه ميان زعيم اسلام و ملوك مسيحى در آمدوشد بودند ما را از سنن و رسوم ديپلماسى در قرون وسطى آگاه مىسازد .
5
در اوايل سال 349 ه عبد الرحمان الناصر دچار سرماخوردگى شديد شد و چندى از مردم روى درپوشيد و پزشكان به معالجهء او پرداختند تا اندكى بهبود يافت و بار ديگر به مجلس آمد ، ولى بار ديگر بيمارى آشكار شد و باز به استراحت و معالجه پرداخت . مدتى گاه بهبود مىيافت و گاه بيمارى شدت مىگرفت تا بالاخره در دوم ماه رمضان سال 350 ه / پانزدهم اكتبر سال 961 م ديده از جهان فروبست . وفاتش در قصر الزهراء بود .
هفتاد و يك سال از عمرش مىگذشت . مدت فرمانرواييش قريب به پنجاه سال بود و اين طولانىترين مدتى است كه كسى در عالم اسلام خلافت كرده است ، البته اگر دورهء حكومت المستنصر باللّه فاطمى را در مصر استثنا كنيم .
عبد الرحمان الناصر بزرگترين فرمانروايان اسلام در عصر خود بود ، حتى مىتوان گفت بزرگترين همهء فرمانروايان آن عصر . دولت اسلامى در غرب در عهد او به نهايت قدرت و سيادت و هيبت و نفوذ خود رسيد . از حيث سياست نظامى و ادارى بىهمانند بود . از جهت دورانديشى و برايى و دورنگرى به عبد الرحمان الداخل شباهت تام داشت « 45 » . سمت حاجبى او را در آغاز حكومتش مولاى او بدر بن احمد به عهده داشت .
ديرى نپاييد كه بدر را از ميان همهء ياران خويش برگزيد و به سبب اعتمادى كه به او داشت زمام كليهء اوامر و نواهى را به دست او سپرد و به قول ابن عذارى در البيان المغرب « خورشيد تابان و ماه درخشان » دولت او بود « 46 » . سه پسر خود عبد الرحمان و عبد اللّه و
هامش
( 44 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 143 .
( 45 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 163 .
( 46 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 240 .