اسماعيل را مناصبى در قصر و ديگر امور خاص عطا كرد . مقام حاجبى را پس از چندى به موسى بن محمد بن حدير سپرد . وزارت خود را همواره به آگاهترين مردم زمان مىسپرد و از اينان بودند احمد بن حدير و جهور بن عبد الملك و عبد اللّه بن محمد الزجالى . امور مالى را به عهدهء عبد الملك بن جهور و عبد الملك بن شهيد واگذاشت .
ابن شهيد هديهاى به الناصر تقديم كرد كه مورخان اندلس در وصف آن داد سخن دادهاند ، از آن جمله بود هزار مثقال زر و دويست اوقيه مشك و عنبر و سى شقه حرير زركش و صد اسب با زين و ستام و بيست استر راهوار و چهل غلام و بيست كنيز با تمام جامهها و زيورهايشان و چيزهاى ديگر . ابن خلدون مىگويد : « اين نشانهاى است از عظمت دولت اموى و توانگرى كارگزارانش » . همهء مورخان اندلس مىگويند به هيچ كس از ملوك اندلس چنين هدايايى تقديم نشده است . ابن شهيد در سال 327 ه اين هدايا را با خطابهاى لطيف و مختصر در ستايش الناصر و اعمال سترگ او تقديم نمود و در نزد او مقامى ارجمند يافت و از مقربان شد و منزلتش از منزلت ديگر وزرا فراتر رفت و به لقب ذو الوزارتين ملقب شد و او نخستين كس از وزراى اندلس بود كه او را چنين لقبى داده بودند . بدين سبب حقوق وزارت او دو برابر شد و هشتاد هزار دينار در سال گرديد « 47 » . فرماندهى سپاه را از آغاز حكومتش احمد بن محمد بن ابى عبده كه از خاندانى بزرگ بود به عهده داشت . بزرگان اين خاندان همه فرماندهى لشكرهاى اندلس را در خلال فتنههاى بزرگ بر عهده داشتهاند . چند بار نيز اين سمت را به حاجب خود بدر واگذار كرد و گاه نيز برخى از بزرگان صقالبه چون نجده و ميسور و ديگران به اين مقام رسيدند . ديديم كه چگونه سياست عبد الرحمان در بركشيدن صقالبه به فاجعهء خندق انجاميد . منصب قضا را در عهد او احمد بن محمد بن زياد و اسلم بن عبد العزيز بن هشام و منذر بن سعيد البلوطى اشغال كرده بودند « 48 » .
عبد الرحمان الناصر مردى عالم و اديب بود . شعر و شاعرى را دوست مىداشت و شعرا و ادبا را به خود نزديك مىساخت . مقدم بر شعراى دولتش و معززترين ايشان در نزد او فقيه ابن عبدربه صاحب عقد الفريد بود . ابن عبدربه از عهد محمد بن عبد الرحمان
هامش
( 47 ) . رجوع كنيد به : ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 138 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 166 ، 167 و 177 به نقل از ابن حيان و ابن الفرضى و جز آنان .
( 48 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 161 .