لخير امام كان او هو كائن * لمقتبل او فى العصور الاوائل
ترى الناس افواجا يومون بابه * و كلهم ما بين راج و آمل
و فود ملوك الروم وسط فنائه * مخافة باس او رجاء لنائل
فعش سائما اقصى حياة مؤملا * فانت رجاء الكل حاف و ناعل
ستملكها ما بين شرق و مغرب * الى درب قسطنطين اوارض بابل « 36 »
چون رسولان قسطنطين بازگشتند ناصر همراه ايشان سفيرى روانه داشت .
اين سفير هشام بن هذيل بود با هداياى گران ، تا بدين طريق بر روابط مودت ميان قرطبه و قسطنطينيه صحه گذارد . اين سفير پس از دو سال بازگشت . سفارت خود را به نيكوترين وجهى بجاى آورده بود . سفيران قسطنطين نيز با او بازگشتند « 37 » .
در روايات اسلامى از اين سفارت شرح مفصل و روشنى آمده است ، ولى از موضوع و غايت آن چنان كه بايد چيزى دستگير نمىشود . ظن قوى اين است كه اين سفارت چيزى جز تجديد روابط دولت بيزانطيه با دولت اسلامى اندلس نبوده است .
اين روابط دوستى از زمان عبد الرحمان بن حكم ميان قرطبه و قسطنطينيه به وجود آمده بود تا نوعى اتحاد باشد در برابر دولت عباسى كه دشمن هردو دولت بود . شايد هم در همان حال يك توافق ميان دولت قرطبه و قسطنطينيه بود در برابر دولت جوان فاطمى كه در درياى مديترانه دولت روم را به وحشت انداخته بود و از سوى مغرب اقصى دولت اندلس را .
هامش
( 36 ) . منذر بن سعيد البلوطى در سال 265 ه متولد شد و در علوم قرآن و سنت براعت يافت و در فصاحت بيان و جزالت و بلاغت شعر سرآمد همگان گرديد . اين خطابه كه در مجلس استقبال سفراى روم ايراد كرد سرآغاز ترقى او بود . در سال 355 ه جهان را بدرود گفت . رجوع كنيد به : نفح الطيب ، ج 1 / ص 174 و 175 .
( 37 ) . براى آگاهى از اين سفارت رجوع كنيد به : ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 142 و 143 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 170 - 174 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 239 .