تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
خليفه پسر و ولىعهدش حكم قرار گرفت و باقى فرزندان در جانب چپ و راست او نشستند . وزيران نيز هريك به حسب مرتبه‌اى كه داشت در جاى خود قرار گرفت . تالار از دولتمردان و بزرگان و زعما پرشد . در اين حال سفيران پادشاه روم درآمدند . از ديدن آنهمه شكوه و جلال به حيرت افتادند . پس هدايايى را كه همراه آورده بودند تقديم كردند . طبيب اندلسى ابو داود سليمان بن حسان معروف به ابن جلجل كه در عصر هشام المؤيد ، نوهء الناصر مىزيسته گويد كه مقدم بر همهء هداياى ارمانيوس ولىعهد روم كه به الناصر تقديم شد ، دو جلد گرانبها و مجلل از كتب قدما بود : يكى نسخه‌اى كه بس هنرمندانه نقاشى شده بود از كتاب ديسقوريدس « 33 » در باب گياهان دارويى به زبان اصلى يعنى يونانى ، و ديگر نسخه‌اى از تاريخ اوروسيوس ( يا هروسيس ) « 34 » به زبان لاتينى . اين كتاب متضمن تاريخ جهان كهن « 35 » و داستانهاى ملوك بود . آنگاه رسولان نامهء قيصر قسطنطين هفتم را تقديم نمودند . نامه در ورقى به رنگ آبى آسمانى بود و به زبان يونانى نوشته شده بود . درون آن نامهء ديگرى بود رنگ‌آميزى شده و نوشته به همان لغت و در آن وصف هداياى امپراتور آمده بود . بر نامه مهرى زرين بود . يك سوى نامه صورت مسيح بود و سوى ديگرش صورت امپراتور قسطنطين . صورتها از شيشهء رنگين و به گونه‌اى بديع ساخته شده بود . در عنوان نامه در يك سطر آمده بود « قسطنطين و ارمانيوس هردو مؤمن به مسيح ، پادشاهان بزرگ ، پادشاهان روم » . و در سطر ديگر نام كسى كه نامه به عنوان او بود : « عظيم شايان فخر ، شريف النسب عبد الرحمان خليفهء فرمانروا بر عرب و بر اندلس اطال اللّه بقائه » . ابن جلجل مىگويد كه پادشاه روم به الناصر در باب كتاب ديسقوريدس نوشت كه از اين كتاب جز به يارى كسى كه زبان يونانى را نيكو بداند فايدت نتوان برد و
هامش
( 33 ) . ديسقوريدسsedirocsoiD، پزشك و شيميدان يونانى ، اصل او از كيليكيه در آسياى صغير بود . در قرن اول ميلادى مىزيست . كتاب مشهور او ادويهء مركبه است . اين كتاب هنوز هم به اعتبار خود باقى است و تا قرن هفدهم مهمترين كتاب در خواص گياهان دارويى بوده است . ( 34 ) . پاولوس اوروسيوسsuisorO suluaPحبر و مورخ اسپانيايى ( گوتى ) در قرن پنجم ميلادى مىزيست . كتابى در تاريخ عالم نوشته . اين كتاب باوجود مطالب خرافى و ركيك كه در آن آمده است ميان مورخان بعد شهرت بسيار يافته . مورخان مسلمان نيز آن را مىشناخته‌اند و ابن خلدون بسيار از آن نقل كرده . اوروسيوس در روايات اسلامى به هروسيس يا هروشيوش معروف است . ( 35 ) . رجوع كنيد به روايت مفصل ابن جلجل در كتاب طبقات الاطباء ، ج 2 / ص 447 .