تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
صادر نمود « 26 » . عبد الرحمان كارهاى بزرگ را به مردان بىاصل و نسب از ميان صقالبه و موالى آزادشده يا بردگان مىسپرد . اينان از خود اراده‌اى نداشتند و او هرگونه كه خود مىخواست آنان را آلت دست قرار مىداد . از ميان اين گروه به صقالبه بيشتر اعتماد داشت و آنان را به مقاماتى مىگماشت كه ديگران را نمىگماشت « 27 » . صقالبه در اندلس در حقيقت به اسيران و خواجگانى از نژاد صقلابى ( اسلاو ) اطلاق مىشد ، سپس با گذشت زمان بر همهء بيگانگانى كه در دربار و حرمسرا كار مىكردند اطلاق شد . صقالبهء اين دوره مخلوطى است از جليقى ( مسيحيان اسپانيا ) و آلمانى و فرانسوى و لومبارد و ايتاليايى « 28 » . بيشتر آنها را دزدان و ماجراجويان دريايى و بازرگانان برده در كودكى به اسپانيا آورده بودند . از ميان پسران و دختران جمعى را برمىگزيدند و تربيت عربى مىكردند و با اسلام و مبادى آن آشنا مىنمودند . برخى از اين غلامان در نثر و نظم سرآمد مىشدند و كتابها تأليف مىكردند و قصايد مىپرداختند . از آغاز عصر عبد الرحمان الناصر نفوذ صقالبه در امور دولتى روبه افزايش نهاد ، چنان كه دامنهء نفوذشان از قصر خلافت به بيرون نيز راه پيدا كرد و در كارهاى ديوانى و لشكرى صاحب مناصب شدند . ديرى نكشيد كه خود صاحب قدرت گرديدند و اموال و آب و ملك بسيار حاصل كردند و هر روز بر شمارشان درافزود تا در اواخر عهد عبد الرحمان الناصر به قول برخى مورخان به سيزده هزار و هفتصد و پنجاه نفر و به قول ديگر هفتهزار و هشتاد نفر رسيد . ابن الخطيب مىگويد شمار پسران صقلابى در مدينة الزهراء به هنگام وفات الناصر سه هزار و هفتصد و پنجاه تن بود و شمار زنان ششهزار و هفتصد و پنجاه تن . همهء اينان داراى راتبهء طعام و تمام متعلقات آن بودند « 29 » . درهرحال نگهبانان خاص خليفه و رجال خاصه و حشم از ميان اين صقالبه برگزيده مىشدند . عبد الرحمان الناصر نيز دست آنان را هرچه بيشتر گشاده مىداشت و اشراف عرب و زعماى قبايل را وادار مىكرد كه در
هامش
( 26 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 143 . البيان المغرب ، ج / 2 ص 244 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 39 . ( 27 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / 138 . ( 28 ) . ابن حوقل ، المسالك و الممالك ، ص 75 . همچنين :351 . p . II . loV . tsiH : yzoD( 29 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 40 و 41 .