3
سياست دولت اموى در آغاز ، بركشيدن موالى و صقالبه و برگزيدن آنان به عنوان خواص و مقربان حكومت بود . مؤسس اين سياست امير عبد الرحمان الداخل بود .
عبد الرحمان الداخل به اقوام عرب چندان اعتمادى نداشت ، ازاينرو بيش از عربها به بربرها و موالى متكى بود . آنان نيز در روزهاى سخت به يارىاش برخاستند و در پابرجاى ساختن پايههاى قدرتش سعى وافر به كار بردند . جانشينان عبد الرحمان الداخل نيز اين سياست را در اصل پذيرا شدند . از عهد حكم المستنصر - سال 188 تا 206 ه - نفوذ موالى و صقالبه در دربار خلافت و دولت روبه فزونى نهاد . حكم تشريفات ظاهرى را دوست مىداشت ، ازاينرو دربار اموى در عصر او پر از خادمان و غلامان بود همه از مماليك و صقالبه ، ولى تا چندى در امور عاليهء ملك دستى نداشتند و در دربار نيز به كارهاى مهم گماشته نمىشدند .
عبد الرحمان الناصر به دنبال سياست جدش به قبايل عرب كه داراى عصبيت خاص خود بودند اتكا نداشت و زعماى عرب را از مناصبى كه سبب نفوذ آنان مىشد دور مىداشت و خود زمام همهء امور را در دست داشت ، حتى براى حاجب و وزير نيز اختيار باقى نگذاشت . اصولا عبد الرحمان الناصر وجود هيچ كس را در برابر خود برنمىتافت . هركس را كه چنين هوايى در سر بود حتى اگر از نزديكترين نزديكانش ، از ميان برمىداشت . چون او را خبر دادند كه پسرش عبد اللّه بن عبد الرحمان با چند تن از غلامان و رجال دولت سروسرى دارد و از اينكه برادرش حكم بن عبد الرحمان را به ولايتعهدى برگزيده است ناخشنود است و حتى جماعتى از مردم قرطبه با او بيعت كردهاند ، بىدرنگ تصميم به اعدام او و همهء كسانى كه احتمال مىداد با او در اين توطئه شركت داشتهاند ، گرفت و در سال 338 ه / 949 م همه را تسليم مرگ نمود . عبد اللّه بر ديگر پسران الناصر به علم و عقل و بصيرت در امور برترى داشت . همچنين الناصر ، حكم اعدام پسرعموهاى خويش و برادر خود و قاضى بن محمد را وقتى دلايلى به دست آورد كه آنها نيز در توطئه شركت داشتهاند بىدرنگ