تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
حفصون زعيم شورشيان اندلس نيز روابط دوستانه برقرار كند . اما روابط ناوار با كشور همجوار آن ، مملكت بزرگ مسيحى يا ليون تيره شده بود ، زيرا كشور كوچك ناوار همواره از غدر و مطامع مملكت ليون برحذر بود ، تا آنجا كه گارسيا انيكيز با اردونيو پادشاه ليون نبرد كرد و در اين نبرد داماد او موسى بن موسى نيز در جنگى به نام جنگ البلده در كنار او بود . چنان كه گفتيم اين جنگ در سال 862 م اتفاق افتاد . گارسيا پسر خود فرتون را كه مدتى دراز در قرطبه اسير بود به‌جاى خود نشاند و پس از فرتون پسرش سانچو گارسيا به جايش نشست . در روايتى آمده است كه اين سانچو پسر فرتون ياگارسيا نبود و اصلا از خاندان‌شاهى نبود ، بلكه از شورشگرانى بود كه تخت پادشاهى ناوار را به‌زور تصرف كرده بود . درهرحال سانچو گارسيا مدتى بر تخت فرمانروايى ناوار استقرار يافت و او نخستين كسى از فرمانروايان ناوار است كه پادشاه خوانده شده و در حقيقت سلسلهء پادشاهى ناوار از او آغاز مىشود . سانچو تا سال 926 م فرمان راند و در ايام امير عبد اللّه بن محمد در چند جنگ همراه مسلمانان شركت داشت . مدتى نيز سرگرم نبرد با بنى قسى بود و اين به هنگامى بود كه بنى قسى رشتهء ارتباط خود را از مملكت ناوار بريده بودند . لب بن محمد بن لب زعيم بنى قسى چند بار به ناوار لشكر برد و ميان او و سانچو در نزديكى بنبلونه درگيريهايى پديد آمد كه به هزيمت لب و كشته شدن او در سال 907 م انجاميد . چون لب بن محمد بن لب كشته شد و برادرش عبد اللّه به جاى او نشست و بر تطليله و بلاد مجاور آن فرمان‌راند بار ديگر جنگ با ناوار از سر گرفته شد . اين‌بار در سال 911 سانچو شكست خورد . سانچو مدتى نيز با الطويل و جز او از زعماى ثغر اعلى در جنگ و كشمكش بود . ما برخى از اين حوادث را آورديم و دنبالهء آن را در ضمن جنگهاى سانچو با عبد الرحمان الناصر مىآوريم .