تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
در اواخر حكومت الفونسو ميان او و بنى قسى سروران ثغر اعلى نبرد درگرفت . زعيم اين خاندان محمد بن لب بارها به اراضى مملكت مسيحى و ناوار حمله كرد . همچنين ميان الفونسو و ابن القط كه بربرهاى ناحيهء سموره - چنان كه گفتيم - او را مهدى مىخواندند جنگ درگرفت ، ولى اين جنگها كه در اين ايام ميان مسلمانان و مسيحيان درمىگرفت صورت رسمى نداشت و غالبا در اثر تحريك سران شورشى بر ضد حكومت قرطبه بود و غالبا به صلح مىانجاميد . ازاين‌رو ميان حكومت قرطبه و مملكت مسيحى در تمام ايام امارت امير محمد بن عبد الرحمان و پسرش امير منذر ، سپس برادرش امير عبد اللّه صلح برقرار بود . با آنكه الفونسو مىتوانست به يارى شورشيان بر ضد حكومت قرطبه آتش فتنه را در اندلس افروخته دارد ، ولى به پيمان صلح خويش با حكام قرطبهء پايبند بود و هرگز در اراضى مجاور خود دست به جنگ مهمى نزد . براى سرنگون كردن الفونسوى سوم و گرفتن تخت‌شاهى از او چند بار توطئه شد و بيشتر اين توطئه‌ها را افراد خاندانش به راه مىانداختند . اينان يك بار با فرزند او و زنش خمينا براى خلع او دست به اقداماتى زدند ، ولى او خود توطئه را كشف كرد و بدان پايان داد و پسر خود گارسيا را گرفت و در قلعهء اوويدو به زندان كرد . ولى اين شكست ، توطئه‌گران را در كار خود سست ننمود و به رياست ملكه خمينا دست به اقدام ديگر زدند . ملكه زنى طماع و تشنهء قدرت بود . كنت نونيو فرمانرواى بورگوس ( برغش ) و سه پسر شاه يعنى اردونيو و فرويلا و گوندسالووس نيز با او يار شدند . گروهى از لشكريان و جماعت كثيرى از مردم به ايشان پيوستند و بر بسيارى از استحكامات و جنگگاهها مستولى شدند . الفونسو از عاقبت جنگ داخلى بترسيد و شروط شورشيان را پذيرا آمد و به نفع پسر بزرگش گارسيا از سلطنت كناره گرفت و اردونيو را حكومت جليقيه داد و فرويلا را حكومت آستورياس . اين واقعه در سال 910 م اتفاق افتاد . بدين‌سان دورهء چهل و چهار سالهء پادشاهى الفونسوى سوم به پايان آمد . هنوز اندكى از اين حادثه نگذشته بود كه در ماه اكتبر همان سال در سن پنجاه و هشت سالگى درگذشت . روايات همه از صفات و سجاياى نيك الفونسوى سوم حكايت دارند . همه او را به شجاعت و دورانديشى مىستايند ، زيرا با آنكه يكى از دشمنان سخت‌كوش مسلمانان