ميان ردريك و پسران وتيزا باقى بود . پسران او ايوان و سيزبرت نام داشتند .
عمشان اوپاس اسقف طليطله و اشبيليه و رئيس كليسا آن دو برادر « 17 » را يارى مىداد .
جمعى از رجال دين و همهء طرفداران حكومت پيشين گرد او اجتماع كردند . ردريك مردى نيرومند و دلير و بااراده بود . توانست آتش شورش را در هر ناحيه كه بود خاموش كند و مدتى در فراغت بگذراند . با اين همه تخت پادشاهى گوت همچنان متزلزل بود و از هر سو نشانههاى خطر نمودار .
دشمنان ردريك به خارج اسپانيا چشم دوخته بودند و همهء اميدشان به كنت يوليان حاكم سبته و تنگه بود تا چه اقدامى مىكند . در باب كنت يوليان هم روايات مختلف است . روايات قديم عربى او را مىستايند و مىگويند در فتح اسلامى تأثير بسزايى داشت ، ولى بعضى از مورخان بزرگ اسپانيا چون ماسدى و غير او وجودش را انكار كردهاند و تنها در روايات قرن دوازدهم براى نخستين بار از او نام برده شده .
آنچه روايات مورخان اسلامى را تأييد مىكند روايت ايزيدور باجى است كه به يكى از اشراف مسيحى اشارت دارد كه در فتح اسپانيا در همهجا همراه موسى بن نصير بوده است . روايت ايزيدور باجى قديمترين روايت است .
در باب كنت يوليان نيز اختلاف است . بعضى گويند كه او تابع پادشاه گوت نبود و سبته در اين ايام همچنان تابع امپراتور روم شرقى بود ، ولى به سبب دورىاش از قسطنطينيه ، خود را در سايهء حمايت اسپانيا قرار داد « 18 » . از روايات مورخان اسلامى - كه به نظر ما اقوى و ارجح هستند - برمىآيد كه كنت يوليان خود از گوتها و اسپانيايىها بود و به دربار طليطله وابستگى استوار داشت . اين روايت را بعضى از مورخان متأخر مسيحى نيز تأييد كردهاند . ردريك طليطلى و لوقا تطيلى مىگويند كه كنت يوليان حاكم سبته بود و سبته در آن روزگار از توابع اسپانيا بود و يوليان مردى دلير و كينهتوز بود و از خويشاوندان شاه وامبا « 19 » . چون اختلافات داخلى بر سر تصاحب تخت پادشاهى بالا گرفت كنت يوليان به طرفداران حكومت قديم يعنى
هامش
( 17 ) . ابن القوطيه از پسران وتيزا چنين نام مىبرد : المند ، رمله و ارطباس . شايد ارطباس همان اوپاس باشد . و صاحب اخبار مجموعة فى تاريخ الاندلس آن دو را شبشرت وابه مىنامد و از اينكه تنها نام دو تن را آورده روايتش دقيقتر است .
( 18 ) .. 072 . p . I . V . tsiH , 56 - 06 . P . 1 . V , sehcrehceR : yzoD( 19 ) .. 727 . p eluaG al ed eriotsiH : naluJ ellintaC