تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
ياران وتيزا پيوست . يوليان حاكمى توانگر بود و اتباع و سپاهيان بسيار داشت و دور از سلطهء پادشاه ، خود را در پناه دريا جاى داده بود . چون سبته و تنگه را در دست داشت گويى كليد فتح اسپانيا در چنگ او بود . يوليان با دولت جديد اسپانيا دشمنى مىورزيد ، زيرا از عواقب كار خود بيم داشت . مىترسيد وضعى پيش آيد كه او را از تخت فرمانروايى فروكشد . پسران وتيزا و ديگر سران مخالفان به او پيوستند . رأى بر آن قرار گرفت كه از عربها كه اينك همسايگان يوليان بودند يارى جويند . اين امر دليل پيمانى است كه ميان او و موسى بن نصير بسته شد و به فتح اسپانيا منجر گرديد . در روايات اسلامى براى پيوستن يوليان به لشكر اسلام تعليل ديگرى آمده است ، حاكى از آنكه در اين تصميمگيرى يوليان عامل ديگرى نيز مؤثر بوده است ، بدين قرار كه يوليان مىخواست از دربار اسپانيا انتقام بگيرد . او را دخترى صاحب جمال بود به نام فلورندا لاكاا . او را بر حسب رسمى كه در آن زمان بود به دربار اسپانيا فرستاد تا در ميان زنان دربارى و سواركاران به آداب و روش اشراف آشنا شود . زيبايى خيره‌كننده‌اش ردريك را به دام عشق او افگند ، چنان كه زمام شكيبايى از دست بداد و پردهء عصمت او بردريد . كنت يوليان كه از فاجعه خبر يافت دختر را فراخواند و سوگند خورد كه انتقام اين بىحرمتى از ردريك بستاند و او را از تختى كه به غصب گرفته است فروكشد . چون ميان ردريك و مخالفانش نبرد داخلى درگرفت ، شورشگران به يوليان پيوستند و او براى انتقامى كه در آتش آن مىسوخت فرصتى مناسب به دست آورد و بهترين راه كه برگزيد يارى دادن عربها در فتح اسپانيا بود . مورخان اسلامى اين روايت را گرفته‌اند و بدان چاشنى سياسى زده‌اند « 20 » ،
هامش
( 20 ) . مورخان مسلمان از زمانهاى قديم اين روايت را نقل كرده‌اند . از آن جمله‌اند : ابن عبد الحكم ، فتوح مصر و اخبارها ص 205 . ابن حيان مورخ اندلسى ( در نفح الطيب ، ج 1 / ص 109 از او نقل شده ) . ابن القوطية القوطى در افتتاح الاندلس ص 8 . و مىافزايد كه يوليان يكى از بازرگانان عجم بود نه حاكم سبته . ابن الاثير در الكامل ج 4 ، ص / 213 . ابن خلدون در العبر ، ج 2 / ص 236 و ج 4 / ص 117 . عبد الواحد المراكشى در المعجب ، ص 6 . ابن عذارى مراكشى در البيان المغرب ، ج 2 ، ص 8 و صاحب روض المعطار فى وصف جزيرة الاندلس ، طبع قاهره 1937 ، ص 7 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 33 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان