تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
بودند چون فرشتهء نجات مىنگريستند « 12 » . بدان هنگام كه عربها افريقيه را فتح كردند و به سواحل اندلس نزديك مىشدند ، وضع اسپانيا چنين بود . در همان ايام وتيزا فرزند اژيكا به جاى پدر نشسته بود . او بر كشورى فرمان مىراند كه در اثر اختلافات داخلى و جور حكام روى به نابودى نهاده بود . بعضى روايات اسپانيايى قديم در باب وتيزا گويد كه او پادشاهى بزه‌كار و عياش و شهوتران بود كه در رأس دربارى درهم‌ريخته و فاسد الاخلاق قرار گرفته بود . روايات ديگر حاكى از آن است كه برعكس ، او پادشاهى فرزانه و نيكسيرت و دانشمند و دادگر بود كه همواره در صدد دفع ستم و اقامهء عدالت بود « 13 » . قول مرجح اين است كه وتيزا در آغاز سلطنتش حقوق و امتيازات يهود را به آنان بازگردانيد ، ولى كوشيد تا نفوذ اشراف و روحانيان را محدود كند و هم خود زمام قدرت را به دست گيرد . اين امر اشراف و روحانيان را به خشم آورد و براى فروافكندن او از تخت پادشاهى پىدرپى دست به توطئه و شورش زدند ، ولى او توانست همهء اين توطئه‌ها را خنثى كند و آنگاه همهء دژهاى داخل كشور را براى بىدفاع ساختن مخالفانش ويران كرد . اين اقدامات هرگز سودمند نيفتاد و مخالفان را براى سرنگون ساختن او مصمم‌تر ساخت . يكى از مخالفان بزرگ او كه همواره از او بيمناك بود ، دوك تئودوفرد بود كه اژيكا او را به قرطبه تبعيد كرده بود و براين بسنده نكرد ، چشمانش را نيز از شدت كينه‌اى كه به او داشت ميل كشيد . اژيكا مىخواست با پلاگيوس پسر فاويلا دوك كانتابريا نيز چنين معامله‌اى كند ولى او توانست خود را از چنگال خشمش برهاند « 14 » . از سوى ديگر ملت همچنان در فشار ستم بود و تخت پادشاهى گوت چونان كه بر دهانهء آتشفشانى باشد بر خود مىلرزيد . يكى از روايات مسيحى حاكى است كه سران مخالفان منتظر آن بودند كه ناوگان مسلمانان در جنوب اسپانيا نمودار شود تا پرچم شورش برافرازند و چنان كردند . ولى وتيزا توانست كه آن ناوگان را به عقب
هامش
( 12 ) .. 62 . P . I . V : TSIH ; yzoD( 13 ) . روايت نخستين سخن سباستيان شلمنقى و ردريك طليطلى است . و روايت دوم سخن ايزيدور باجى است . ابن عذارى مراكشى نيز در البيان المغرب با او موافق است . ج 2 / ص 4 . همچنين رجوع كنيد به :61 . p . I . V , sehcrehceR : yzoD .( 14 ) .. 657 . p . I . V , dibi : ettessiV moD