شعر نيكو مىگفت . در حق فقرا و نيازمندان احسان مىكرد و برايشان سهمى از خراج را مفروز كرده بود « 31 » با آنكه سراسر ايام حكومتش گرفتار حوادث و فتنهها بود به كشوردارى توجهى شديد داشت . بر احوال فقرا آگاه بود و بر اقامهء عدل و قمع ستم و ماليدن ستمكاران آزمند . در هر هفته يك روز بر درى كه در يكى از اطراف قصر مخصوص به نگرش در كار فقرا باز كرده بود مىنشست . آن را باب العدل مىخواند .
در آن روز خود به شكايات و تظلمات مىرسيد و سخن نيازمندان و مظلومان مىشنيد .
نيز در تازهاى باز كرده بود كه مردم از آن در مىتوانستند داخل شوند و شكايات خود را تقديم او كنند تا هيچ مظلومى از رودررو سخن گفتن با او محروم نماند « 32 » . برايى و پافشارى او در تعقيب ستمگران و طاغيان و قدرتمندان اثرى بزرگ در رواج عدل و محدود كردن اهل جور و ظلم در عهد او داشت . همچنين پرهيزگارى و فروتنى و زهدورزى در زندگى خصوصى او و نيز دورىاش از حشمت و جاه پادشاهى ، سبب شد كه در عصرى كه همه بلا و محنت بود اخلاق مردم نيز اصلاح شود و به فضايل روى آورند و در عيش و عشرت به راه اعتدال روند .
مقام حاجبى امير عبد اللّه بن محمد را در آغاز عبد الرحمان بن امية بن شهيد حاجب برادرش منذر بر عهده داشت . پس از او سعيد بن محمد بن السليم مدتى براين مقام منصوب گرديد . آنگاه امير عبد اللّه در اواخر ايامش او را عزل كرد و هيچ كس را مقام حاجبى نداد و در انجام كارهاى دولت به وزرا و كتاب بويژه بدر الخصى الصقلبى بسنده مىكرد . امير عبد اللّه بدر را برگزيده بود و در همه كار به او اعتماد و وثوق داشت « 33 » .
يكى از خوشبختيهاى امير عبد اللّه اين بود كه در سراسر ايامى كه فتنه و آشوب تخت او و دولت خاندانش را تهديد مىكرد جمعى از اكابر رجال جنگ و سياستگرد او را گرفته بودند و در چارهگرى براى دفع آن فتنهها قدرتى شايان عرضه مىداشتند .
يكى از آنان و مقدم بر همه بنى عبده يكى از اصيلترين موالى بنى اميه بودند . بعضى از ايشان به وزارت و سردارى سپاه او رسيدند . ديگر عبيد اللّه محمد بن ابى عبده بود كه
هامش
( 31 ) . ابن حيان ، المقتبس ، ص 33 و 34 .
( 32 ) . رجوع كنيد به المقتبس ، ص 34 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 158 . اين وسيله براى آگاه شدن امرا و ملوك از مظالم رعايا به همينگونه در بسيارى از اعصار معمول بوده است .
( 33 ) . ابن حيان ، المقتبس ، ص 4 .