شهرهاى شمال غربى بود . اين واقعه در سال 280 ه / 893 م رخ داد . الفونسو دفاع سموره را استحكام بخشيد و جماعتى از مسيحيان را در آنجا مكان داد « 27 » . سموره پايگاه او براى حمله به سرزمينهاى اسلامى مجاور كه بيشتر ساكنانش بربرها بودند ، گرديد « 28 » .
چون فتنه شدت گرفت و بر ساير نواحى گسترش يافت در طليطله و طلبيره احمد بن معاويه معروف به ابن القط ظهور كرد . احمد بن معاويه از اعقاب هشام بن عبد الرحمان بود .
در ميان بربرها به دعوت پرداخت و خود را مهدى خواند . احمد مردى دانا و شعبدهگر و تيزهوش و با عزم و اراده بود . جماعت كثيرى از بربرها گرد او را گرفتند و او اعلام جهاد نمود و براى گشودن سموره لشكر در حركت آورد و نامهاى سراسر تهديد به الفونسو نوشت و او را به اسلام دعوت كرد و هشدار داد كه اگر سرپيچى كند عاقبتى شوم در پيش خواهد داشت . الفونسو كه در اين هنگام با قواى خود در نزديكى سموره بود ، براى رويارويى با مهدى در حركت آمد و در كنار رود دويره روبهروى سموره ميان دو لشكر مصاف افتاد . مسيحيان نخست منهزم شدند ، ولى بازگشتند و مهدى سموره را محاصره نمود . ولى در اين هنگام اتفاقى رخ داد و آن اينكه رؤساى بربر با قواى خود - از بيم آنكه مبادا ابن القط بر آنان تفوق يابد و بر آنان غدر كند - از لشكر او جدا شدند ، اما او خود با سپاهش استوار برجاى بايستاد . سپس ميان او و مسيحيان نبردى ديگر درگرفت و به سختى پايدارى كرد تا كشته شد و يارانش پراكنده شدند . در ماه رجب سال 288 ه / ژوئيهء سال 901 م بود كه ابن القط كشته شد . سرش را بريدند و بر يكى از دروازههاى سموره ميخ كردند . با شكست و قتل او پايههاى سيادت الفونسو بر آن حوالى مستحكم گرديد « 29 » .
الفونسوى سوم در صدد يافتن فرصتى بود تا آتش فتنه و آشوب را در مملكت اسلامى برافروزد . شورشيان و مقدم بر همه ابن حفصون به دو روى آوردند تا بر ضد حكومت قرطبه با او پيمان بندند . مردم طليطله در اواخر ايام امير عبد اللّه او را به طليطله خواندند و به او جزيه دادند . الفونسو به هنگام بازگشت خود بر چند دژ مستولى شد .
هامش
( 27 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 127 .
( 28 ) . ابن حيان ، المقتبس ، ص 109 .
( 29 ) . رجوع كنيد براى تفصيل حركت ابن القط و جنگ سموره ، به المقتبس ، ص 133 - 139 . همچنين ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 91 - 92 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 144 . و دوزى :431 - 231 . p . II . V . tsiH .