به شك افتاد و فرمان داد در يكى از خانههاى قصر زندانىاش كنند . چون دلايل زيادى بر برائت او به دست آمد امير عبد اللّه قصد آن داشت كه آزادش كند . در اين حال مطرف به زندان رفت و با چند ضربت او را از پاى درآورد . در اينجا روايات مختلف است . بعضى مىگويند امير عبد اللّه از مرگ فرزند بزرگ خويش سخت محزون شد و خواست مطرف قاتل او را بكشد ، ولى رجال دولتش او را از آن كار منع كردند .
بعضى روايات حاكى است كه مطرف اين جنايت را به الهام و موافقت پدر مرتكب شد « 39 » . قتل محمد در ماه شوال سال 277 ه / 891 م واقع شد . به هنگام مرگ بيست و هفت سال از عمرش رفته بود . پدرش عبد اللّه سرپرستى فرزند خردسال او عبد الرحمان را به عهده گرفت . عبد الرحمان سه هفته از عمرش رفته بود كه پدرش كشته شد . امير عبد اللّه او را در قصر خود جاى داد . چون به حد رشد رسيد و آثار نجابت در ناصيهاش پيدا شد به تعليم و تربيت او همت گماشت و به خود نزديكش نمود و پس از چندى او را كاتب سر خويش ساخت . تقدير چنان بود كه آن طفل يتيم پس از جد خويش بر تخت فرمانروايى نشيند و يكى از بزرگترين خلفاى اندلس گردد .
جنايت مطرف بىكيفر نماند . هنوز چند سالى نگذشته بود كه رابطهء مطرف و پدرش تيره شد . چون مطرف در تابستان سال 282 ه / 895 م به اشبيليه لشكر برد وزير عبد الملك بن اميه نيز با او بود . مطرف برجست و به سبب عداوتى كه ميان او و وزير بود ، او را بكشت . اين بار دشمنان مطرف دست به كار شدند و چنان كه او پدر را بر ضد برادرش محمد برانگيخته بودند بر ضد مطرف نيز برانگيختند . پدر حكم به اعدام او داد و سر از تنش جدا شد و به كيفر خون برادر و خون وزير گرفتار آمد « 40 » .
امير عبد اللّه از برادران خود نيز بيمناك بود . چنان كه پيش از اين گفتيم مىگفتند كه برادرش منذر كشته شده بود ، يعنى او طبيب را به قتل منذر فرمان داده بود . دو برادر ديگر او هشام و قاسم پسران محمد بن عبد الرحمان نيز از آسيب او در امان نماندند .
هامش
( 39 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 137 . البيان المغرب ، ج 2 / ص 156 ، 157 ، 160 و 161 .
صاحب البيان المغرب مىگويد كه محمد بر پدر خروج كرد و نزد ابن حفصون گريخت ، سپس پدر او را عفو كرد و بازگرديد . آنگاه در اثر سعايت برادر به زندانش افگند . ص 154 و 155 .
ابن اثير مىگويد امير عبد اللّه پسر خود محمد را در يكى از مرزها به قتل رسانيد . ج 7 / ص 24 .
( 40 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 137 .