ولى هنگامى كه دريافت سانچو پادشاه ناوار به جنگ او مىآيد بازگرديد . عبد اللّه در راه كه مىرفت چند دژ ديگر را مورد دستبرد قرار داد و جمع كثيرى از مسيحيان را كشت و اسير نمود « 22 » . سال بعد - 912 م - الطويل به برشلونه لشكر كشيد . ميان او و فرمانرواى برشلونه كنت سنير
reinuS
نبرد درگرفت . كنت منهزم شد و بسيارى از يارانش كشته شدند « 23 » ، ولى الطويل سال بعد - 301 ه / 913 م - به قتل رسيد . ظاهرا او در خلال جنگى ديگر كه در قطلونيه « 24 » راه انداخته بود كشته شد . فرزندانش بر سرزمينهايى كه تصرف كرده بود بهجاى او فرمان راندند « 25 » .
3
در اين اوان دولت امير عبد اللّه به پايانش نزديك مىشود . اندلس از زمان عبد الرحمان الداخل چنين فترتى به خود نديده بود . آشوب و اغتشاش سراسر ولايات را فراگرفته بود . قدرت دولت اموى آنسان كه در اين فترت به خطر افتاد در هيچ دورهاى به خطر نيفتاده بود . امير عبد اللّه مىبايست براى نجات دولت و تخت فرمانروايى خويش از خطر سقوط دست به يك مبارزهء بىامان بزند . ازاينرو بيست و پنج سال حكومت خود را سراسر در غزو و جنگ گذرانيد . در خلال اين جنگها اساس مملكت متزلزل شد و تا اعماق آن به لرزه آمد و قوايش به ضعف گراييد . امير عبد اللّه هرچند نتوانست به شورشها پايان دهد ، ولى همينقدر توانست با اختلافاتى كه گاه ميان شورشگران بروز مىكرد خطر بزرگى را كه متوجهش بود از خود دور سازد . او به لطايف الحيل برخى از سران شورشيان را استمالت مىكرد تا اقلا اسما هم كه شده
هامش
( 22 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 149 و 150 .
( 23 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 152 ، 153 و 154 .
( 24 ) . ابن عذارى تاريخ وفات الطويل را در حوادث سال 301 ه آورده است ، ولى نمىگويد كجا و به دست چه كسى كشته شده است . ج 2 / ص 170 .
( 25 ) . كودرا در مجلهء مذكور نام فرزندان الطويل را ذكر كرده است . او را چهار پسر بود به نامهاى عبد الملك و عمروس و فورتونيو و موسى ، و دخترى به نام پلاسكيتا .