خويش فراخواندند . محمد بن لب برادر خود مطرف بن لب را به طليطله فرستاد .
سپس محمد بن اسماعيل بن موسى يكى از پسرعموهايش بر او خروج كرد و بر حكومت طليطله دست يافت و همچنان در آن مقام ببود تا در سال 293 ه / 906 م به دست مردم شهر كشته شد . در اين هنگام ابن الطربيشه يكى از زعماى محلى بربر كه همپيمان ابن ذو النون بود بر طليطله فرمانروايى يافت و در آن مقام ببود تا به دست عبد الرحمان الناصر در اوايل حكومتش برافتاد . پسران ذو النون فتح و يحيى و مطرف بعد از وفات پدرشان در امارت مناطق واقع در مشرق طليطله چون اقليش و وبذه و قلعهء رباح « 14 » و جز آن تا پايان عهد امير عبد اللّه و اوايل عهد الناصر باقى ماندند . مطرف مشهورترين و نجيبترين برادران خود بود . مطرف در وبذه بود تا آنگاه كه عبد الرحمان الناصر او را فرود آورد . سپس بر همان قلعه امارتش داد و كارش به رونق آمد و با الناصر در واقعهء « خندق » « 15 » شركت جست . بنى ذو النون از آن پس صاحب مقامات شدند و در ايام ملوك الطوايف در طليطله دولتى تشكيل دادند كه چندى درخشيد .
اما لب بن محمد در تطيله استقرار يافت . نزاع همچناق در ثغر اعلى از سالهاى پيش ميان بنى تجيبى و بنى قسى دوام داشت . عبد الرحمان بن عبد العزيز تجيبى صاحب دروقه و قلعهء ايوب بود و از رؤساى قبايل عرب . عبد الرحمان با امير محمد براى قتال با بنى قسى همپيمان شد . سپس پسرش ابو يحيى محمد معروف به الانقر ( يعنى يك چشم ) توانست سرقسطه را از حاكم اموى آن احمد بن البرا بستاند و او را به ناگاهان بكشد .
اين امر چنان كه برمىآيد به دسيسهء امير عبد اللّه بوده است ، زيرا امير عبد اللّه در صداقت حاكم سرقسطه به شك افتاده بود . امير عبد اللّه ، ابو يحيى محمد را در سال 282 ه / 895 م به حكومت سرقسطه و اعمال آن منصوب نمود « 16 » . محمد بن لب آهنگ آن كرد كه سرقسطه را از ابو يحيى بستاند ، پس به آنجا حمله برد و بارها آن را محاصره نمود تا چنان كه گفتيم خود در پاى باروى شهر كشته شد . ابن حيان دربارهء او مىگويد : « محمد ستارهء بنى قسى بود . پس از قتل او دچار نگونبختى شدند و آلت دست مردم ، و همهء
هامش
( 14 ) . به اسپانيايىavartalaC , eteuH , selcU .( 15 ) . ابن حيان ، المقتبس ، ص 19 .
( 16 ) . ابن حيان ، المقتبس ، ص 85 و 86 .