را كشت جز سعيد بن مستنه ، زيرا زندگى خود را با خضوع و اظهار اطاعت بازخريد .
ابراهيم بن حجاج بر جان فرزند خود بترسيد و از امير عبد اللّه خواستار پيمان صلح شد . امير خواست او بپذيرفت و پسرش عبد الرحمان را آزاد كرد و ابن حجاج بار ديگر گردن به فرمان امير قرطبه نهاد « 6 » .
امير عبد اللّه پىدرپى بر ابن حفصون حمله مىكرد . در سال 291 ه / 904 م ابان ابن امير عبد اللّه همراه با سردار سپاه احمد بن ابى عبده بر سر او لشكر برد و در چند جنگ منهزمش نمود . در سال بعد سال - 905 م - صقالبه براى نبرد با ابن حفصون در حركت آمدند و بر بعضى قلاع او دست يافتند و به نيروهايش شكستى فاحش وارد آوردند . اين نبرد در وادى بلون در نزديكى جيان بود . بسيارى از سپاهيان ابن حفصون به قتل رسيدند « 7 » . در سال 295 ه / 908 م سپاه اندلس به ببشتر رفت . آنجا سنگر استوار ابن حفصون بود ، و در آن منطقه دست به كشتار و تاراج زدند . در سال 297 ه / 910 م حملهاى عظيم به سردارى احمد بن ابى عبده به ايالت ريه صورت گرفت . احمد بن ابى عبده چند بار با ابن حفصون مصاف داد . سپس براى تسخير جيان و البيره رهسپار شمال شد و منتلون را مدتى محاصره كرد . ابن حفصون نيز از جانب خود قصد آن كرد كه برجيان هجوم برد ، ولى سپاه اندلس او را براند و تعقيب كرد . در سال بعد سپاه اندلس بار ديگر به غزاى منطقهء ببشتر رفت . در اين هنگام ابن حفصون و همپيمانش ابن مستنه كه باز سر از طاعت برتافته بود آمدند كه در جلگههاى قبره و برخى روستاهاى قرطبه تاراج كنند . سپاه اندلس با آنان روياروى شد و منهزمشان نمود . در سال بعد - سال 299 ه - سپاه اندلس حملهء ديگرى به ببشتر كرد و در آن حوالى دست به كشتار و تاراج زد « 8 » . بدين طريق حملههاى لشكر اندلس بر ابن حفصون بىامان و پىدرپى بود و قريب سىسال دوام يافت . با آنكه دولت قرطبه بارها او را مورد حمله قرار داد و يارانش را پراكنده نمود و نيرويش را تارومار كرد ، ولى نتوانست نابودش كند و آتش انقلابش را خاموش سازد . ابن حفصون همچنان با عزمى كه همانندى براى آن نبود پرچم خود را افراشته نگاه داشته بود .
هامش
( 6 ) . رجوع كنيد به دوزى ،88 - 64 . p . II . V . tsiH .( 7 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 154 .
( 8 ) . رجوع كنيد به البيان المغرب ، ج 2 / ص 148 - 153 .