منذر اميرى بااراده بود و دورانديش و دلير و سلحشور . در خلال قيامهايى كه در ايام پدرش بر ضد حكومت برپا مىشد ، همهء اميد حكومت بسته به او بود . سران شورش از او مىترسيدند و از رويارويى با او حذر داشتند . مرگ او در كنار ديوار ببشتر ضربتى دردناك بر پيكر حكومت قرطبه بود . اگر اجل مهلتش مىداد مىتوانست به فتنهء ابن حفصون و ديگر فتنهها پايان دهد و اندلس روى آرامش و آسايش مىديد .
منذر علاوه بر سلحشورى و جنگاورى عاشق مجالس شعر و ادب بود . شعرا قصايدشان را براى او مىخواندند و او به ايشان صله عطا مىكرد . از شعراى دولت او ابن عبدربه صاحب عقد الفريد وعكى و ديگران بودند « 7 » .
منذر سيهچرده ، بلندبالا و مجعد موى و انبوه ريش و آبلهروى بود « 8 » .
هامش
( 7 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 123 . ابن اثير ، الكامل ، ج 3 / ص 140 . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 90 .
( 8 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 7 / ص 145 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 116 .