تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
حقيقت اين است كه قيام فراگير شده بود و در هر ناحيه شعله‌اى از آن زبانه مىكشيد و تنها منحصر به مناطق كوهستانى نبود ، بلكه به شهرها و مراكز بزرگ چون اشبيليه و بطليوس و جيان و لورقه و مرسيه و غير آن گسترش يافته بود . همچنين تنها منحصر به رؤساى مولدين نبود كه به سبب بغض و كينهء طبيعى بر ضد حكومت قرطبه برپاى خاسته بودند ، بلكه رؤساى قبايل عرب هم كه بازار را آشفته مىديدند فرصتى به دست آورده براى استقلال خود تلاش مىكردند . بربرها نيز در اين هنگام به ميدان آمدند و بسيارى از زعمايشان در دژهاى دوردست پناه گرفتند . كشمكشهاى نژادى گذشته ميان عربها و مولدين از سرگرفته شد . در ايالت ريه و اشبيليه اين كشمكشها به اوج رسيد و عين همين درگيريها ميان عرب و بربر بود و ميان عربها با يكديگر . سران عرب در البيره و جيان و منتيشه و لورقه و مدينهء سالم كوس استقلال مىزدند و زعماى مولدين در ثغر اعلى و بطليوس و باجه و جيان و مرسيه . اشبيليه صحنهء رقابتهاى خونين ميان عرب و بربر بود . ابن حفصون تسلط خود را بر بيشتر نواحى جنوب غربى ، ميان دريا و وادى شنيل گسترده بود . همچنين انقلابات بيشتر مرزهاى اندلس را به كام خود فروبرده بود و براى حكومت قرطبه جايى جز منطقهء پايتخت و نواحى آن باقى نمانده بود .

1

عبد اللّه بن محمد بن عبد الرحمان با همهء اين مشكلات روبه‌رو بود . فرونشاندن اين شورشها نسبت به فرمانرواى مملكت مسئلهء مرگ و زندگى بود و اين مهمترين و دشوارترين وظيفه‌اى بود كه در پيش داشت و بايد همهء كوشش خود را براى انجام آن به كار بندد . عبد اللّه وقتى شورش جنوب را خطرناكترين تهديد براى تخت فرمانروايى اندلس مىديد اشتباه نمىكرد . ابن حفصون به صورت نيرويى هول‌انگيز درآمده بود . بنابراين بايد همهء تلاش خود را براى نابودى او به كار بندد . ابن حفصون هم احساس كرده بود كه حكومت قرطبه با تمام قوا در برابر او مىايستد ، ازاين‌رو