امير محمد در گرفتن عشور شدت عمل به خرج مىداد . وزيرش عبد الرحمان بن غانم صاحب شهر او را نصيحت كرد كه چون غلات كمياب شود عشور را ملغى كند ، زيرا عشور ماليات غلات است در صورتى كه خدا ببخشايد و محصول فراوان شود ، ولى در حالى كه دهقان بذرى نيفشانده و حاصلى به دست نياورده بايد از گرفتن آن صرف نظر كرد . امير محمد در آغاز به سخن او گوش نداد و عزلش كرد و حمدون بن بسيل را به جاى او معين كرد . حمدون كه مردى سختدل و ستمگر بود ، در گرفتن عشور ابرام كرد تا مردم زبان به بدگويى و نفرينش گشودند . فرياد دادخواهى ايشان به گوش امير رسيد و سالهاى خشكى و قحطى از پس يكديگر مىآمدند . امير محمد مجبور شد كه بخشى از عشور را نستاند تا مردم را ياراى نفس كشيدن باشد و بتوانند در برابر مشكلات مقاومت ورزند يا به كارهاى عمرانى پردازند . پس زبان به سپاس گشودند و شاعران در مدح او قصايد سرودند « 37 » . امير محمد در امور خبرگى داشت . در رسيدگى به درآمد و هزينه دقيق بود و اين امر سبب شده بود كه در نگهدارى بيت المال مملكت سعى وافر دارد « 38 » . در عهد او دوبار اندلس دچار قحطى شد : يكى ميان سالهاى 251 تا 255 ه و يكى در سال 260 ه . اين قحطى اخير بسيار سخت بود و چند سال مدت گرفت و گرانى و بيمارى به دنبال داشت ، ولى اندلس توانست در برابر آن پايدارى كند و بر آن غلبه يابد .
در عهد او دربار قرطبه بر روش اعتدال بود . از آن زيادهرويها كه در ايام پدرش عبد الرحمان رواج گرفته بود نشانى نمانده بود . از نفوذ كنيزان و صقالبه در قصر كاسته شده بود ، ولى نظام ادارى كه در عهد عبد الرحمان زير نظر امير قرار داشت به همان شرح باقى ماند . زمام كارها در دست مردانى بود كه پيش از اين آن را به عهده داشتند .
بنابراين همهء امور در دست دو خاندان از خاندانهاى بزرگ قرطبه بود : بنى شهيد و بنى عبده . حاجبى او در آغاز با عيسى بن شهيد حاجب پدرش بود و ما پيش از اين از اين وزير خردمند ياد كرديم . پس از او عيسى بن الحسن بن ابى عبده به جاى او مقرر شد . اين وزير از حيث عقل و اصابت رأى بر ديگر وزيران برترى داشت . عيسى
هامش
( 37 ) . ابن حيان ، مخطوط كتابخانهء قرويين ، برگهاى 230 الف و 255 .
( 38 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 110 .