تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
برد و ميان دو گروه مصالحه افتاد « 32 » . در اين هنگام امير محمد ، وزير خود هاشم بن عبد العزيز را با سپاهىگران به ايالت ريه فرستاد . هاشم بن عبد العزيز ، ابن حفصون را سخت به محاصره افگند و به جد درايستاد و بسيارى از يارانش را اسير كرد و همچنان ببود تا ابن حفصون را با جماعتش وادار به تسليم نمود و همه را به قرطبه آورد . امير محمد او را عفو كرد و در زمرهء سپاهيان خود درآورد ، زيرا از جنگاورى و آگاهى او در فنون نبرد نيك اطلاع داشت . چون منذر براى نبرد با محمد بن لب در سال 270 ه / 883 م به ثغر اعلى رفت ، ابن حفصون يكى از امراى لشكر او بود ، جز اينكه از منصب خود چنان كه بايد خشنود نبود و پيوسته روح سركشش او را به آزادى در عمل فرامىخواند . ديرى نكشيد كه از لشكر امير با چند تن از يارانش بگريخت و بار ديگر به كوه ببشتر رفت و شورش از سرگرفت و جمع كثيرى از شورشيان نيز به گرد او درآمدند . ابن حفصون دو سال در آن منطقه فساد كرد و در بلاد اطراف وحشت آفريد . در تابستان سال 273 ه / 886 م منذر بن محمد به ايالت ريه لشكر آورد تا ابن حفصون را به چنگ آرد . نخست به شهر حامه در شمال‌شرقى مالقه حمله كرد . ابن حمدون شورشگر ديگرى كه با ابن حفصون هم‌پيمان بود ، در آنجا مىزيست . ابن حفصون به يارى هم‌پيمان خود شتافت و هردو دوست براى مقابله با لشكر امير محمد در حامه ماندند . منذر حامه را دو ماه در محاصره گرفت . چون نزديك شد كه در شهر به محاصره افتاده خوردنى به پايان رسد ، ابن حفصون و ابن حمدون با لشكرهاى خود بيرون آمدند و با لشكر امير درآويختند . شورشيان منهزم شدند و ابن حفصون مجروح شد و با ياران خود بار ديگر به حامه بازگرديد و در شهر پناه گرفت . در همان حال كه منذر حامه را در محاصره داشت از قرطبه خبرهايى رسيد حاكى از وفات پدرش امير محمد . امير محمد در روز بيست و نهم ماه صفر سال 273 ه / اوايل ماه اوت سال 886 م درگذشته بود . منذر بن محمد محاصرهء شهر را رها كرد و به قرطبه بازگشت و ابن حفصون نفسى راحت كشيد و بار ديگر بسيج حمله به دژهاى آن منطقه نمود و ديرزمانى نگذشت كه توانست بر سراسر ريه و رنده و استجه و غير آن دست يابد .
هامش
( 32 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 107 .