تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
و از آن ديدار نمود . شاعران به ستايش او زبان گشادند . امير محمد مسجد استجه و جامع شذونه و چند مسجد ديگر در انحاء اندلس را تعمير نمود . به قصر و بناهاى ملحق به آن چيزهايى افزود ، چنان كه از جهت زيبايى و رونق ممتاز شد . همچنين منية الرصافه را كه جدش عبد الرحمان الداخل احداث كرده بود از نو تجديد كرد و باغها و گردشگاههاى آن را از نو رونق بخشيد و درختهاى نادر در آن غرس كرد و روزها و شبها در آنجا به گردش مىپرداخت . عباس بن فرناس در قصيده‌اى در اين باب ، چنين گويد :
و كان قصور الارض بعد تمامه * بنوا لذرى اخفى شخوصا من الدر و تنتشر الابصار منها الى مدى التن * نزه بالاطيار والوحش والزهر فاعجب من افناتها الغرر التى * يقيل بهن البرد فى وعوة الحر هم باخفى سرها غير كاتم ( ؟ ) * صداها فاخفى السر بها من الجهر ( ؟ ) كان الذى يخفى الحديث بنجوها * على اخفض الاصوات يشدو على وتر
امير محمد بن عبد الرحمان بستانسرايى خاص خود در يكى از مزارعش به نام « كنتش » در جنوب غربى قرطبه احداث كرد كه به « منية كنتش » معروف شد . در زيبايى آن كوشش بسيار كرد ، و آنجا يكى از مراكز عشرت و نشاط او شد . اين بستانسراى همان است كه ابن عبدربه صاحب عقد الفريد دربارهء آن گفته است :
الما على قصر الخليفة فانظرا * الى منية شيدت لازهرا هى الزهرة البيضاء فى الارض البست * لها الزهرة الحمراء فى الجو مغفرا « 42 »
هامش
( 42 ) . مخطوط كتابخانهء قرويين ، برگهاى 243 تا 247 . نيز رجوع كنيد به ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 100 .