باغه 900 ، تاكرنا 269 ، جزيره 290 ، استجه 1100 ، قرمونه 185 ، شذونه 6790 ، ريه 2607 ، شريش 342 ، فحص البلوط 400 ، مورور 1403 و تدمير 200 . . .
اما قرطبه كه پايتخت كشور بود شمار سپاهيانى كه بسيج مىكرد بسته به كوشش و همت خود بود . همهء مردان شهر به طريق داوطلب - بر خلاف ديگر نواحى - به صفوف لشكر مىپيوستند . اين گروهها كه سواران آماده ناميده مىشدند فراخواندنشان به جنگ در هنگام بسيج ارتشهاى تابستانى بود ، يا هر زمان ديگر كه از دشمن تجاوزى در مرزها مشاهده شود . البته اين ارقام كه آورديم متعلق به نواحى اندلس است . اگر گروههاى پياده و داوطلبان را نيز به حساب آوريم از عظمت لشكرى كه اسپانياى مسلمان در آن روزگار تعبيه مىكرد آگاه مىشويم . اما ناوگان يا نيروى بحريه ، امير محمد براى حمايت از سواحل غربى و جنگ با جليقيه از راه دريا بدان نياز داشت و به ايجاد و حمايت آن اهتمام مىورزيد . در سال 866 م / 252 ه كشتيهاى جنگى اندلس به سواحل جليقيه روان شد . سردار اين سپاه امير البحر عبد الحميد بن مغيث بود .
به مصب رود منهو رسيد ، ولى موفق به تحقق آرزوى خود نگرديد . زيرا باد مخالف وزيدن گرفت و كشتيهاى او دستخوش طوفان گرديدند و پراكنده و بيشترشان در آبهاى غربى غرق شدند « 35 » .
امير محمد به استحكامات مناطق مرزى توجه داشت و در چند جا جنگگاهها و دژهاى دفاعى استوار برآورده بود . حصن شنت اشتيبن را براى حمايت مدينهء سالم و حصن طلمنكه و حصن مجريط را در منطقهء وادى الحجاره براى دفاع از طليطله بنا كرد . از اوضاع ثغور همواره خبر مىگرفت و در مصالح آن جستجو و تحقيق مىكرد .
امير محمد با آنكه جنگهاى پىدرپىاش هزينههايى عظيم در بر داشت براى كاستن از بار مالياتها از همهء افراد ملت سعى وافر داشت . از مردم قرطبه مالياتى را كه به هنگام لشكركشى از آنها مىگرفت برداشت و تنها ايشان را به عنوان داوطلب و جهاد فى سبيل اللّه به لشكر فرامىخواند . آنان نيز نيك به يارىاش برمىخاستند « 36 » .
هامش
( 35 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 106 و :. 392 . s . I . B , neinapS ni nedajamO red ethcihcseG : hcabhcsA( 36 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 111 و 112 . اخبار مجموعه ، ص 141 و 142 .