رازى از علل اوليهء اين فتنه كه در كورهء ريه و جزيره شكل گرفت سخن مىگويد كه سبب پديد آمدن آن سختگيرى يحيى بن عبد اللّه بن يحيى عامل امير محمد در كورهء ريه بود . يحيى بن عبد اللّه مىخواست بقاياى مالياتى را كه به تأخير افتاده بود از مردم آن سامان بستاند و در اين باب در فشار و خونريزى افراط كرد . مردم در برابرش مقاومت كردند و به كوهستانهاى خود گريختند و به دفاع از خود مهيا شدند . يحيى بن عبد اللّه لشكر خود به جنگ ايشان برد و برادر خود احمد بن عبد اللّه را نيز كه عامل ايالت جزيره بود به يارى خواند . ميان نيروهاى امير و شورشيان نبردهاى سختى درگرفت كه از دو گروه بسيارى كشته شدند . اين نبرد در سال 265 / ه 878 م اتفاق افتاد . در سال بعد به هنگام تابستان سپاهى به سردارى هاشم بن عبد العزيز روانه ساخت .
هاشم بن عبد العزيز از اسارت آزاد شده و بار ديگر در نزد امير محمد به همان درجهء سابق خود ارتقاء يافته بود و اينك براى نخستين بار سردارى سپاهى را به عهده مىگرفت .
هاشم در تعقيب و سركوبى شورشيان به جد در ايستاد و جمعشان پريشان نمود و دژ براى دفع ايشان برآورد ، ولى فتنه نه تنها فروننشست و سركوب نشد بلكه خروج و عصيان و آشوب سراسر ريه را فراگرفت .
در اين بازار آشفته بود كه ابن حفصون آشكار شد . حوادث ريه مقدمهء آن فتنهء هولناك در جنوب اندلس بود كه ابن حفصون زعامت آن را به عهده داشت و رازى در توصيف او گويد : « فتنهء جنوب همهء فتنههاى اندلس را از ياد برد كه هم وسيعتر بود و هم طولانىتر و در هرجا هركس اهل شورش و آشوب بود بدان پيوست . » « 31 » ابن حفصون براى حمله به اطراف ريه از هر فرصتى استفاده مىكرد و هرچه مىتوانست ويران كرد و اسير گرفت و غارت نمود ، سپس در آشيانهء خود در جبل ببشتر موضع گرفت . چون ستم و تجاوز از حد درگذرانيد ، عامل ريه عامر بن عامر با برخى از لشكريانش به جنگ او رفت . ابن حفصون شكستش داد و اين پيروزى سبب نيرومندىاش شد و جماعت كثيرى از اهل شر و عصيان به او پيوستند . امير محمد ، عامل شكستخوردهء ريه را عزل كرد و عبد العزيز بن عباس را به امارت ريه فرستاد .
عبد العزيز بار دوم لشكر بر سر ابن حفصون كشيد . ابن حفصون به دژهاى خود پناه
هامش
( 31 ) . ابن حيان از عيسى بن احمد الرازى . مخطوط كتابخانهء قرويين ، برگ 283 الف و ب .