تاختند و بر بسيارى از دژهاى بزرگان و سرداران آن منطقه غلبه يافتند . اردونيو بر عادت خويش قصد آن داشت كه به هنگام بازگشت مسلمانان راه بر ايشان بگيرد . اين بود كه در محلى به نام « فج المركور » نزديك به نهر ابره جايى را اختيار كرد و استحكاماتى برآورد و كمين گرفت . بر كنارهء رود ميان دو لشكر نبردى سخت درگرفت . در اين نبرد مسيحيان در محاصره افتادند و شمار زيادى كشته يا اسير شدند يا در آب نهر غرق گرديدند و لشكرشان از هم بردريد « 17 » . امير محمد سال بعد باز هم به شمال حمله برد . اين حمله به سردارى حكم پسر امير محمد بود . او در سرزمين مسيحيان تاخت و تاز بسيار كرد و بر برخى دژها غلبه يافت . اين حملهها قواى مسيحيان را تحليل برد و جمعشان پريشان نمود و بلادشان ويران ساخت و آنان را سر جاى خود نشاند . پادشاهشان اردونيو در همين اوان - در سال 866 م - درگذشت و پسرش الفونسوى سوم كه بعدها الفونسوى كبير لقب گرفت به جايش نشست .
2
سزاوار آن بود كه پس از ختم غائلهء مسيحيان در شمال ، حكومت قرطبه نيز يك دورهء صلح و آرامش را آغاز كند ، ولى فتنه از جاى ديگرى سربر كرد . عوامل اغتشاش و شورش بار ديگر در شمال غربى اندلس در مناطق كوهستانى كه همواره قيام بر ضد دولت قرطبه را شعار خود كرده بودند ، گردآمدند . حكومت قرطبه از اين خطر غافل نبود . شهر مارده كه مركز چند تن از زعماى مولدين متمرد بود پيشاپيش شهرهايى بود كه حكومت در پيوستگى و فرمانبرداريشان در ترديد بود . ازاينرو در سال 254 ه / 868 م امير محمد در رأس لشكر خود از قرطبه خارج شد و چنان نمود كه به طليطله مىرود ، ولى در نيمههاى راه ناگهان به سوى مارده راند و پيش از آنكه مردم مارده آمادهء دفاع گردند شهر را در محاصره گرفت . مردم به شهر تحصن كردند . امير محمد به شهر حمله كرد . ميان دو گروه جنگ درگرفت كه به شكست شورشيان و تسليم
هامش
( 17 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 102 . مخطوط قرويين ، برگ 265 ب .