تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
شهر منتهى شد . زعماى شورشيان و در رأس آنان عبد الرحمان بن مروان الجليقى و ابن شاكر و مكحول و غير ايشان امان طلبيدند . اينان از اكابر سواركاران و سروران شهر بودند . امير محمد همگان را با اموال و زن و فرزند به قرطبه منتقل كرد و سعيد بن عباس القرشى را برمارده امارت داد و باروها و دژهايش را ويران نمود « 18 » . در همين هنگام حوادثى در ثغر اعلى مىگذشت كه خود موجب تحولى بزرگ بود . امير محمد توانسته بود پس از مرگ موسى بن موسى سلطهء خود را در آن نواحى گسترش دهد و شهرهاى شمالى را از فرزندان او بستاند و از سوى خود حاكمانى به آنجا فرستد . بنى موسى يا بنى قسى منسوب به جد اعلاى خود كنت قسى گوتى - چنان كه آورديم - اصل مسيحى داشتند . اين خاندان متمرد سخت‌كوش چونان ديگر خاندانهاى نيرومند مولدين با حكومت قرطبه دل بد داشت و پيوسته بر ضد آن با مسيحيان پيمان مودت داشت . از ديگر سو ميان ايشان و خاندان پادشاهى ناوار پيوند زناشويى بود ، يعنى گارسيا شوى دختر موسى موسوم به اوريه
airO
بود . چون موسى درگذشت حكومت قرطبه شهرهاى شمالى را از پسرانش بستد و آنان به حمايت پادشاه ليون پناه بردند تا برايشان فرصتى پيش آيد و انتقام خويش بستانند . حكومت قرطبه هم از حكامى كه براى بلاد شمالى برگزيده بود ، چشم وفادارى و اخلاص عمل نداشت . پس در سال 255 ه / 869 م سليمان بن عبدوس در شهر سريه از اعمال سرقسطه قيام كرد . حكم پسر امير محمد لشكر بر سر او برد و شهر سريه را محاصره نمود و باروهايش را با منجنيق ويران نمود و آن شورشگر را به تسليم و طاعت واداشت و به قرطبه فرستاد . در سال 256 ه عامل وشقه عمروس بن عمر و بن عمروس شورش كرد و شهر را بگرفت . عمروس بن عمرو نوادهء عمروس بن يوسف قهرمان واقعهء حفره در طليطله بود . بنى عمروس نيز مانند بنى قسى از مولدين و از اصل مسيحى بودند . ازاين‌رو احساس پيوستگى به حكومت قرطبه نداشتند . عامل ثغر عبد الوهاب بن احمد بن مغيث لشكرى به رويارويى او فرستاد . چون لشكر به وشقه رسيد عمروس از آنجا بگريخت و نوادهء او لب بن زكريا بن عمروس اسير شد . او را كشتند و سرش را از باروى شهر بياويختند .
هامش
( 18 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 7 / ص 62 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 103 . مخطوط قرويين ، برگ 268 الف .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 323 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان