تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
سرهايشان را به قرطبه فرستاد . سپاه تابستانى در همان هنگام به سوى طليطله حركت كرد و در حوالى شهر فرود آمد و محصولات زراعتى را كه قوت مردم بود نابود نمود . امير محمد عزم جزم داشت كه مردم طليطله را عقوبت كند . اين بود كه تابستان سال 244 ه / 858 م شخصا به جنگ رفت و شهر شورشگر را محاصره نمود . مردم شهر با آنكه چندان نيرويى هم نداشتند و دچار كمبود خوردنى بودند آمادهء نبرد شدند ، زيرا به باروى استوار شهر متكى بودند . امير محمد بن عبد الرحمان دست به حيله زد . مهندسان لشكر او پايه‌هاى پل بزرگ را بريدند ولى بدان‌گونه كه پل برجاى خود بود ، سپس لشكر خود واپس كشيد . مردم طليطله به جنگ او از شهر بيرون آمدند . چون بر سر پل اجتماع كردند ، پل فروريخت و همه در نهر تاجه افتادند و جمع كثيرى در آب غرق شدند « 13 » . اين بار امير محمد از هر وسيلهء هولناك كه سراغ داشت براى غلبه بر شهر استفاده كرد . دژها و جنگگاهها را خراب كرد ، مردم را قتل عام نمود يا از شهر بيرون راند تا آنگاه كه امان خواستند و صلح كردند و گردن به فرمان نهادند ، ولى همچنان مترصد بودند كه چون فرصتى پيش آيد از حكومت قرطبه انتقام خويش بستانند . بدين‌سان طليطله روزگارى دراز با تمردها و شورشهاى خويش حكومت قرطبه را آزار مىداد . پايتخت قديم گوتها همواره به نيرو و استحكامات دفاعى خويش آگاهى داشت . از آن گذشته خاستگاه شورشهاى خطير مسيحيت بر ضد حكومت قرطبه بود . مسيحيان شمال و مسيحيان معاهد قرطبه از هر سو در آنجا تجمع مىكردند و با مردم شهر هم‌آواز مىشدند . طليطله بر سراشيبى همه از صخره‌ها كه به سوى نهر تاجه امتداد داشت بنا شده بود و نهر تاجه در اين سراشيبى صعب العبور آن را احاطه كرده بود . دژهاى استوار و باروهاى ستبر داشت و يكى از منيع‌ترين شهرهاى قرون وسطى بود . امروز هم هنگامى كه در آن شهر گردشى بكنيم و به تأمل بنگريم به موقعيت صعب آن پى خواهيم برد . راههاى صخره‌اى صعب و بقاياى باروها و دژهاى منيع
هامش
( 13 ) . ابن حيان در خراب شدن پل قصهء ديگر مىآورد كه : سپاهيان محمد در برابر چشم مردم شهر شروع به ويران كردن پل نمودند ، ولى مردم آنان را به ريشخند مىگرفتند زيرا به عمق آن يقين داشتند . سپس به قتال بيرون آمدند و بسيارى از ايشان بر روى پل اجتماع كردند و پل زير پاهاى ايشان فروريخت و هركس كه بر سر پل بود به درون آب افتاد و از هر سو سنگهاى بزرگ بر سر ايشان ريخته شد . ابن حيان ، مخطوط ، برگ 262 الف .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 317 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان