854 م در رأس نيرويى عظيم عازم طليطله شد . اين نخستين لشكرى بود كه پس از فرمانروايى خود فرماندهى آن را به عهده داشت .
گروههاى اصلى شورش طليطله جمع بسيارى از مولدين و مسيحيان بودند كه جمعى از متعصبين آنان را به بهانهء آزار برادرانشان در قرطبه تحريك كرده بودند . اينان همواره چشم به راه يارى پادشاهان مسيحى بودند . چون شنيدند كه امير محمد به عزم قتال آنان مىآيد از اردونيو ( اردن ) پادشاه ليون ، همچنين از پادشاه ناوار يارى خواستند .
اردونيو لشكرى به سردارى كنت گاتون « 8 » به يارىشان فرستاد . دخالت مسيحيان بدينگونه در تأييد شورشيان و بر ضد حكومت قرطبه مسلمانان را به غيرت آورد و جماعت كثيرى به لشكر امير محمد پيوستند ، از آن زمره جمع انبوهى از سواران اشراف با اصل و نسب بودند . امير محمد با بخشى از قواى خود به سوى طليطله در حركت آمد و باقى لشكر بزرگ خود را در درهها و تپههايى كه مشرف بر وادى سليط بود استتار كرد . وادى سليط همان است كه رودى به نام
etelazauG
از آن مىگذرد و آن يكى از فروع جنوبى نهر تاجه است . چون مردم طليطله لشكرى را كه شهر را محاصره مىكرد اندك يافتند به جنگ بيرون آمدند . همپيمانان مسيحىشان نيز همراهشان بودند . اينان يقين داشتند كه پيروز خواهند شد . به ناگاه محمد چنان كه گويى مىگريزد روى به وادى سليط نهاد و شورشيان طليطله از پى او مىتاختند . در اين هنگام آن نيروى عظيم كه كمين گرفته بودند ، بيرون جستند و سپاه شورشيان و همپيمانانشان را در ميان گرفتند . نبردى هولناك درگرفت . لشكر طليطله و اسپانيا در همان چند ساعت صبح تا ظهر پراكنده شد و جمع كثيرى كشته شدند كه در روايت اسلامى شمارشان را يازده هزار نفر نقل كردهاند . جمع كثيرى نيز به اسارت درآمدند . در آن ميان چند تن از كشيشان بودند كه فورى اعدام شدند . سرهاى كشتگان را بر روى هم چيدند و كسى بالاى آنها رفت و براى نماز ظهر اذان گفت . اين پيروزيى عظيم بود و شاعر قرطبه عباس بن فرناس در وصف آن گويد :
هامش
( 8 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 130 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 4 / ص 97 . صاحب البيان المغرب مىگويد كه كنت گاتون برادر پادشاه ليون بود .