جماعتى از آشوبگران و اهل شر بر تپهاى به نام « جبل الاخوين » در نزديكى شهر گرد آمده بودند . زعامت اين گروه با مسوقة بن مطرف بود . مسوقه يكى از رهبران شورشيان بود كه از قرطبه گريخته بودند . چون از مرگ عبد الرحمان خبر يافتند با مردم طليطله مكاتبه كردند و آنان را بر ضد سعيد و يارانش برانگيختند . آتش انقلاب در درون شهر افروخته شد . مسوقة بن مطرف با ياران خود نيز از بيرون شهر مدد كرد و در نتيجه لشكر امير شكست خورد . سعيد توانست خود را از مرگ برهاند و از شهر خارج شود ، ولى شورشيان حارث عامل شهر را اسير كردند و هنگامى او را آزاد ساختند كه حكومت قرطبه نيز گروگانهايشان را كه در آنجا در بند بودند آزاد كرد . « 6 » در تابستان سال بعد يعنى سال 239 ه / 853 م امير محمد برادر خود حكم را با سپاه تابستانى به قلعهء رباح فرستاد . قلعهء رباح ويران شده بود . بيشتر مردمش پس از حملهء شورشيان طليطله بر آن ، گريخته بودند . جمعى كثير نيز كشته شده بودند .
لشكر امير محمد به تعمير باروى قلعه پرداخت و مردمش را كه فرار كرده بودند ايمنى داد . حكم دژ شندله را نيز استوارى بخشيد . اين دژ بر كرانهء رود كوچكى به همان نام
aludnaJ
قرار دارد . اين نهر از متفرعات رود وادى الكبير است . سپاه امير محمد در آن مناطق به حركت درآمد تا آنجا را از وجود شورشيان پاك كند . سپس از آنجا خارج شد و به جنوب حمله برد . جماعاتى از شورشيان طليطله ، در فحص اندوجر با لشكر امير روبهرو شدند . لشكر امير پس از نبردى سخت منهزم شد و با خسارات فراوان بازگرديد . اين واقعه در ماه شوال سال 239 ه اتفاق افتاد . پس از اين شكست مردم شهر جيان كه در آن نزديكى بود ، از كشتار و تاراج شورشيان بر جان خود بترسيدند و بسيارى به كوهستانهاى نزديك پناه بردند . امير محمد بدين سبب دژ « انده » را در نزديكى جيان برآورد و اعرابى را كه مانده بودند و سر به فرمان داشتند در آنجا جاى داد . ازاينرو ، آن مكان را « اندة العرب » گويند « 7 » .
در اين هنگام محمد به خطرى كه پايتخت را تهديد مىكرد پىبرد و خواست بر شورشيان طليطله درسى فراموشناشدنى دهد . در محرم سال 240 ه / ژوئيهء سال
هامش
( 6 ) . مخطوط ابن حيان ، به نقل از رازى ، برگ 259 الف .
( 7 ) . مخطوط ابن حيان ، برگ 259 ب .